در دل هر یک از اساطیر راز ها و نشانه های بسیاری از تاریخ نهفته است.راز هایی که در پی سپری کردن سالیانی دراز شکلی شگرف به خود گرفته است اما همیشه یادگارهایی از  آیین و بینش گذشتگان را با خود به همراه دارد و دریافت راستین آن تنها با نگاهی ژرف بینانه امکان پذیر خواهد بود.

بنابر این اسطوره ها منشورهایی در باره ی بینش ها , کردار اخلاقی و آیینی را به ما  می نمایانند.


نماد مار

ا

در دوران کهن می پنداشته اند که مار هم نر و هم ماده است و خود زا می باشد به این سبب مار را نماد دو گانگی در هر چیز می دانستند.نشان مرگ و زندگی,راستی و کژی,زهر و پادزهر,مرگ و تولدی دگر,روشنایی و تاریکی,بخردی و نابخردی و... .چون زهری کشنده داشت نماد مرگ و چون پاد زهری زندگی بخش داشت نمادی از زندگی,چون پوست می انداخت نماد جاودانگی , بی مرگی , بازگشت به طبیعت وهمچنین نمادی از روز رستاخیز بود.مار چمبره زده نمادی از گردش جاودانه ی هستی است.همین ویژگی ها مار را نماد ایزد خودزا, زروان نموده است.نگاره ها و پیکره هایی از ایزد شیر سر به دست آمده ( برخی آن را زروان و برخی آن را اهریمن می دانند)که آن را زروان می نامند در این نگاره  ماری را می بینیم که به دور پیکره  پیچیده است و همچنین چوبدستی در دست آن مشاهده می کنیم که نماد شهریاری آن است.در جهان باستان شیر ورجاوند به شمار می آمده و همچنین نمادی از خورشید بوده است وبه این سبب این تندیس نمی تواند نقشی از اهریمن باشد.ماری که در آن می بینیم نمادی از زندگی ,قدرت,جاودانگی و هستی بخشی این تندیس می باشد.در تاریخ باستان ایران مار دو شکل راستی و کژی دارد در برخی نواشتار آن را یادآور نیکی می دانند  و او را همراه با ایزدان بزرگی همچون زروان و مهر نقش می کرده اند.او را نشانی از پرتو های خورشید,  پاسدار آبها و رودخانه ها و همچنین تمامی گنجینه ها می دانستند.در دیگر نوشتار همچون ادبیات کهن, مار نقشی اهریمنی داشته و نمادی از جهان پایین و نیروی تاریکی بوده است.در شاهنامه کتاب ورجاوند(مقدس)ایرانیان می خوانیم که هوشنگ با پرتاب سنگ به سوی مار, اهریمن را شکست داد و برای نخستین بار آتش پاک نهاد را به وجود آورد و پایه گذار جشن سده گردید. این دوگانگی مار موجب گردید که آن را پل میان آسمان و زمین و دنیای زیرین گرداند.خزش آن بدون پا یا بال شکلی مینوی(غیر مادی- معنوی) به دان می بخشد راه یابی او به هر مکان و زیرکی او نشان از روان جاری در هستی است که در هر جا و زمان وجود دارد.دو مار بر روی چوب دستی نماد ی از نوشدارو, بهبودی و درمان است.نشانی از دوگانگی در این جهان به آرش(معنی)پیوست جهان مینوی و دنیوی و سرآغازی یکسان.پیوست زمان و مکان با سرنوشت .نشان دو مار پیچیده به دور یک چوبدستی را می توان در پایه ی نخست آیین مهر مشاهده کرد.(برای خواندن نوشتاری گسترده تر در باره ی آیین مهر ,می توانید به بخش های آیین مهر و کارسازی آن در مسیحیت نگاهی افکنید).

 

 

 


نماد شیر


در فرهنگ ایران شیر با خویی درنده,دلاوری و شکوهی بی همتا همیشه ارزشمند به شمار می آمده است.آدمی این جاندار را با دیدی ستایش گرانه می نگریسته.شیر با یال هایی چون زبانه های آتش , یاد آور پرتو خورشید,آن شاه جنگل که با یک غرش در تن دشمنان چنان لرزه می افکند که تاب ایستادن را از کف می نهند در میان اساطیر ایران کهن جایگاهی بسیار ویژه داشته است.با چنین ویژگی هایی او را نماد آتش پارسایی و پرتو خورشید همیشه تابان می دانند.نام مهر و شیر همواره در تاریخ به یکدیگر گره خورده است و هر یک یاد آور دیگری است.چنان که در بسیاری از نقش ها می بینیم که شیر به همراه خورشید یا گردونه ی مهر که نماد مهر می باشد,نقش بسته شده است.

نقش شیر را از دیر باز در شکلهای گوناگون و با کاربرد و بینش های مختلف در ایران به کار می برده اند.برای نمونه می توان به این نقش ها بر روی ساز و برگ های جنگی نگریست,نیاکان ما بر این باور بوده اند که این نقش می تواند در تن دارنده ی آن توانی افزاینده ایجاد کند و او را دلاوری همچون شیر سازد و به پیروزی های بسیار شکوهمند رساند.


نمادبز

شاخ های بز کوهی را در دوران کهن نمادی از خورشید و ماه می دانستند و به همین دلیل آن را به باران و زایش زندگی ,همچنین چرخش هستی پیوند می داده اند. بز کوهی نمادی از کامیابی و خدای زندگانی گیاهی بود.

شاید یکی از دلایل ورجاوند(مقدس) بودن این جانور در نزد مردمان باستان این باشد که زیستگاه او در کوهستان است و کوه در میان آنان جایگاهی  ورجاوند داشته و نماد بزرگی و شکوه  و  همچنین جایگاه خدایان بوده است .آنها بز کوهی را از  جانب خدایان خود که در کوها بوده می دانسته و آن را گرامی می داشتند .از این جانور در برگذاری آیین های  خود برای پیشکشی دادن استفاده می شده است که از این طریق خدای خود را خوشنود کنند و خشم او را فروکش نمایند.

از دیدی دیگر می توان گفت چون  کوه ها جاری کننده ی آبها و آبریزهایی هستند که زمین های پیرامون خود را سیراب می کنند و همچنین با آب شدن برف های زمستانی که روی آنها را پوشانده, موجب جاری شدن رودها می شوندو این فرایند  برای مردمان ایران زمین که در یک بخش خشک و کم آب زندگی میکنند بسیار ارزشمند است و این جاندار که در کوهها می زیسته, نشان از آب و مژده دهنده ی این سرچشمه ی هستی است .بدین گونه است که بز کوهی در گذشت زمان ویژگی های فراوان یافته است و آن را نماد آب و باران شناخته شده اند.

با داشتن چنین ویژگی هایی آن  را نماد آتش  پارسایی, پرتو خورشید ,پیروزی دلاوری, گرما ,تابستان ,روان زندگی, قدرت و نیروی ابر انسانی خردمندی و دانایی می دانند.

برداشت از http://tarikhasatir.mihanblog.com/