منظره پیر نارکی

http://yazdphoto.com/images/photogallery1/naraki%20800.jpg

منظره پیر سبز چک چکو

http://yazdphoto.com/images/photogallery1/chakchak800.jpg

دکوراسیون داخلی


 

 

http://www.rozanehonline.com

چراغ می افروزم


اوج بی فرهنگی

اوج بی فرهنگی به تمدن ،فرهنگ و تخت جمشید!

https://fbcdn-sphotos-c-a.akamaihd.net/hphotos-ak-ash3/p480x480/734069_578508712163575_713339906_n.jpg

نشان راز آمیز



نشان راز آمیز
نقل ازhttp://www.mehriran.ir
 

 فرهنگ ما آن درخت تنومند و بالنده ای است که ریشه در ژرفای زمین و زمان دارد و در برابر توفان ها ایستاده و خم نشده است. ایران با این درخت گشن و بارآور خود بارها دچار خیره سری ها و ویرانگری ها شده و آفرینش های هنری و فرهنگی گرانمایه ما به دست فرومایگانی به آوار «غارت» رفته است. ملتی که بر سر دانشگاه گندی شاپور در 1700 سال پیش از این می نویسند :«شمشیرهای ما مرزها را می گشاید و دانش و فرهنگ ما دل ها و اندیشه ها»، چگونه می تواند فرهنگ و روش زندگی خود را به دست فراموشی سپارد؟ گزافه نیست که ایران را سرزمین چلیپا بنامیم.

در هر جای این سرزمین مقدس می توان آن را دید. هیچکس یک سویه حق ندارد آن را از آن خود و خاستگاه آن را در سرزمین خویش بداند، آریاها سزاوارترند و در میان آنان ایرانیان و هندیان در رده نخست قرار دارند.

اگر این نشانواره دربردارنده کیفیات آسمانی نبود، اینچنین در دل نمی نشست. این نشانواره با اعتقاد و ایمان دینی سرشته،به معبد و مسجد راه یافته و جاودانه بر مهرابه نشسته و آنها را آراسته است.

نقشی که گاه مظهر الوهیت، نماد خورشید، فروغ بی پایان، نظم هستی، آتش، فراوانی، آذرخش و جاودانگی است.

نگاره ای که آریاییان، مصریان، آشوریان کهن، بومیان آمریکا، بوداییان و مسیحیان به کار برده اند اما صاحب راستین آن آریاییان هستند.

چلیپا نگاره ای است بسیار کهنسال و چون نزد پیشینیان گونه ای نماد نیروهای نهفته در طبیعت و نیروهای آسمانی به شمار آمده در بیشتر سرزمین های که تمدن باستانی را در بستر خود پرورش داده است یافت می شود. پیشینه آن را در ایران تا هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح (7000 سال پیش) در دست داریم.

آنچه در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد، پژوهشی است درباره چلیپا Ê و چلیپای شکسته  .

میان چلیپا و چلیپای شکسته با نگاره † که «صلیب» یا «دار» است، تفاوت وجود دارد. دو نگاره نخست ریشه در پیش از تاریخ دارند، اما صلیب یا دار مربوط به دوران های نزدیک به اکنون هستند. در نگاره † که رومیان به آن آدمیان را می آویختند و به چهار میخ می آویختند و به چهار میخ می کشیدند و می کشتند، تنها تنها دو پهلو برابر است و همانند انسانی است که ایستاده و دست ها را گشوده است.

نماد چلیپا به اینگونه  نخستین بار در سرزمین خوزستان یافت شده و زمان آن نیز به 5000 سال پیش از میلاد مسیح می رسد و آشکار می سازد که ریشه ای کهن در ایران زمین دارد.

چلیپا در بسیاری از نقاط ایران دیده شده است:

در مرودشت دو کیلومتری جنوب تخت جمشید ظرف های سفالین منقوش به نگاره چلیپا به چندین گونه بسیار دیدنی یافت شده است. در میان ابزارهای یافت شده در کاوش های لرستان، ابزارهای مفرغینی است که بیشتر وابسته به زین و برگ، لگام و افزارهای جنگی است که پیکره چلیپا بر آنها دیده می شود. در تپه «گیان» در جنوب نهاوند، در «گلیان» فسا در استان فارس، در تپه «سیلک» کاشان، تپه «باکون» تخت جمشید، در دیلمان، شوش، موسیان، در تپه «حصار» دامغان، در شهر سوخته سیستان، در کلاردشت، در تپه «حسنلو» در جنوب غربی دریاچه چیچست«ارومیه»، در ایلام، رودبار گیلان، در «گرمی»Germi دشت مغان، در کرمانشاه، در «جوین» گیلان، در کوه خواجه سیستان، در بیشاپور، در ویرانه های «قلعه یزدگرد» در کنار مرز کنونی ایران و عراق در نزدیکی قصر شیرین در گچ بری های کاخ تیسفون...

پس از پیدایش دین اسلام، نماد چلیپا و چلیپا های شکسته که هم از زیبایی برخوردار بود و هم رنگ دینی داشت و مقدس بود، فراموش نشد. چلیپا در دوره اسلامی نیز کاربرد و زندگانی دیگری آغاز کرد. ایرانیان خوش ذوق نام بزرگان دین را با آرایه های دلنشین بر کاشیکاری های مساجد، استوار و ماندنی ساختند.

چلیپا در هنر اسلامی، عنصری کلیدی بوده و رابط و پیوند دهنده نگاره های پیچیده به شمار آمده است، از جمله در مسجد جامع اصفهان که مربوط به سده اول هجری بوده و بر روی یک آتشکده باستانی پایه گذاری شده است. بر همه جای مسجد جامع اصفهان، نگاره های گوناگون و خوش ساخت از چلیپا دیده می شود، در آرامگاه «میرنشانه» در بازار کاشان که گنبدی مخروطی دارد، نام مقدس «علی» به گونه چلیپا نقش شده است.

گنبد قدمگاه نیشابور نیز کاشیکاری های مزین به نگاره چلیپا را بر خود دارند. نقش چلیپا بر گنبد علویان در شهر همدان خیابان باباطاهر که روزگاری دبیرستان علوی بوده است، نیز دیده می شود. در گچبری های مسجد جامع نایین، در مسجد کبود و در قسمت گنبد آن که تماما کاشیکاری بوده نقش علی (ع) رویت می شود و در فضای هر ردیف کاشی، نقش چلیپا با رنگ زرد بارها تکرار شده است.

در موزه «قم» کاشی های ستاره ای و چلیپایی که از امامزاده علی بن جعفر قم به دست آمده نگهداری می شود. در زیر نگاره یکی از کاشی ها، چلیپایی که تاریخ 656 هجری دارد دیده می شود.

رفته رفته این نگاره که خود نماد یک رشته باورهای کهن آریایی بود در دوره اسلامی با تلقی ویژه ایرانیان از خاندان پیامبر (ص) و به خصوص علی (ع) بستگی پیدا کرده، درآمیخت.

 آنگاه هنرمندان و سازندگان و کاشیکاران ایرانی این نگاره را بر درها و بر کاشی های مساجد و نیایشگاه ها به اینگونه درآوردند:

چلیپا نشانگر نمودها و چهره های گوناگون پرتو خداوند است. همچنانکه خورشید تیرگی ها را می زداید، نمودهای گوناگون و پرشمار خداوند روشنی بخش چهارسوی جهان و جهان درون انسان است.

در ایران پیش ار «اشوزردشت» تیره های آریایی عناصر چهارگانه : باد، خاک،آب و آتش را گرامی دانسته و آن را به وجود آورنده گیتی و گرداننده نظام هستی می شمرده اند و با اعتقاد به اینکه از نزدیکی و ترکیب این عناصر به نسبت معین، هستی شکل گرفته است. هر شاخه این نشانه را جایگاه یکی از عناصر چهارگانه می دانستند. عناصر چهارگانه هستی بخش، بر روی هم و با گردش و چرخش خود چرخ آفرینش را آهنگ می دهد و نظام پر شکوه طبیعت را نگاهبانی می کند.

 در بهار، سبزه و شکوفه و گل و در پایان تابستان، میوه و فرآورده های نیروبخش می دهد.در خزان و زمستان، آب فراوان به تن شوخته زمین می افشاند و از سوز سرما همه را نوید آتش می دهد بارها تکرار می شود و این تکرارها زندگی را می سازد و مرگ می آفریند، نه تنها در انسان، بلکه در کل کائنات.

این نگاره در بسیاری از فرهنگ ها و نقاط جهان دیده شده است: آشور کهن، مصر باستان، هند، یونان، چین، رم، جزیره کرت، آزتک ها، این کارها،...

هندوها چلیپا را نمادی مقدس می دانستند و آن را « سواستیکا - Suvastika » می نامند. سواستیکا واژه ای است سانسکریت به معنای «هستی نیک».

سواستیکا یکی از قدیمی ترین و پیچیده ترین سمبل هاست. این سمبل ماقبل تاریخ در آسیا و نیز پیش از آریاها در تمدن دره ایندوس «شبه قاره هند و پاکستان» به وفور یافت شده است.

گفته شده که سواستیکا یک شکل قراردادی «انسان» است با دو دست و دو پا، اتحاد اصولی نر و ماده و مظهر حرکت و سکون، تعادل و هماهنگی، نیروی گریز از مرکز، خروج و بازگشت به مرکز و آغاز و پایان...

چینی ها، سواستیکا (چلیپای شکسته) را تجمع علائم خوش اقبالی با ده هزار تاثیر، نماد باروری و مظهر باران می دانند. نزد آنان، سواستیکای آبی موید فضایل و برکات آسمانی، سواستیکای قرمز نشان برکت قلب مقدس بودا، سواستیکای سبز برکت ابدی در کشاورزی، سواستیکای زرد نماد نیک فرجامی و سعادت ابدی، سواستیکای راست گردان معرف YANG  «یانگ» و چپ گردان معرف YIN «یین» است.

نزد مسلمانان، سواستیکا به چهار جهت اصلی دلالت داشت. زیر نظر داشتن فصول به وسیله فرشته ها که هر کدام در یک رأس چلیپا قرار دارند: در جنوب «فرشته مرگ»، در شمال «فرشته زندگی»، در مغرب «فرشته ای که سرنوشت را ثبت می کند» و در مشرق «فرشته منادی».

در «رم» سواستیکا سمبل «ژوپیتر» Jupiter و «پلوویوس» Pluvius است.

نزد نژاد «سامی» سواستیکا همراه با دیگر مظاهر خورشید به کار می رفته است، همچنین در نظر آنان مظهر تولید مثل و نیروی باروری زنان به شمار آمده است.

در «ژاپن» مظهر قلب بودا، خوش اقبالی و آرزوهای خوب است.

در «لیتوانی» این سمبل طلسم گونه بوده و مظهر خوش شانسی است و نام سانسکریتی آن را به کار می برند.

نزد «یونانیان» نمودار «زئوس» الهه آسمان و «هلییوس» الهه خورشید است و در پیکر تراشی های کوه «المپ» بر جامه «آپولون» نشانواره چلیپا دیده شده است.

در جزیره «کرت» KRETE که از مراکز مهم تماس فرهنگی شرق و غرب است، علامت چلیپا بر پیشانی گاو و ران الهه ها و روی مهرها نگاشته می شد.

صلیب سرخ:

اندیشه به وجود آوردن صلیب سرخ در 24 ژوئن 1859 میلادی در نبرد «سول فرینو» در مغز مردی به نام «هانری دونان» راه یافت. در این نبرد که میان فرانسه و اتریش رخ داد روی هم چهل هزار کشته و زخمی بر جای ماند. هانری دونان پس از پایان تیراندازی ها به پهنه نبرد پای گذاشت. از هر سواستیکا ناله بلند بود و زخمی ها کمک می خواستند. او اندیشید اگر نمی توانیم جنگ را از روی زمین برداریم، اما می توانیم نیروی خود را را در راه کاهش درد و رنج ناشی از آن به کار بریم. پس «سازمان کمک به مجروحین» را پایه گذاری کرد. مردم به یاری او شتافتند، انجمنی شامل یک حقوقدان، یک تیمسار، دو پزشک و خودش تشکیل شد. این انجمن پایه کمیته بین المللی صلیب سرخ شد.

در سال 1863 نمایندگان 16 کشور اروپایی در ژنو گرد هم آمدند. در این گردهمایی، پرچم و نشانه سازمان صلیب سرخ انتخاب شد و مقرر گردید این نشانه به صورت پرچمی باشد که در هر کجا افراشته شد، آنجا بی طرف و مورد احترام باشد.از آنجا که کشور سوئیس در تشکیل این گردهمایی پیشگام بود، نمایندگان حاضر در کمیته، پرچم سوئیس را در نظر گرفتند چون پرچم سوئیس یک صلیب سفید روی پارچه سرخ بود، وارونه آن، یعنی صلیب سرخ روی پارچه سفید را برای پرچم این بنیاد پذیرفتند و بدین گونه پرچم صلیب سرخ پیدا شد. بار دیگر نماد راه های نیک و سرچشمه نیکوکاری و راندن درد و رنج و غم از زندگانی انسان شد.

آدولف هیتلر:

هیتلر که به برتری نژاد آریا باور داشت و آریاییان را می ستود، این نماد آریایی را به کار برد. هیتلر در جوانی به حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان پیوست. با قدرتمندتر شدن حزب، میهن دوستان آلمانی برآن شدند تا پرچمی برای حزب شان آماده کنند. هیتلر مسئول انتخاب پرچم شد. او پارچه سرخی را که در میان آن دایره ای سفیدرنگ و درون دایره، چلیپای شکسته ای به رنگ سیاه بود را به عنوان پرچم پیشنهاد کرد. با توانمندتر شدن نازی ها، هیتلر به صدارت اعظمی و سپس به پیشوایی رسید. «روزنبرگ» Rosenberg نظریه پرداز حزب نازی می گفت : «...هنگامی که نماد بیداری، پرچمی با علامت زندگی که همان صلیب شکسته است، یگانه مذهب حاکم بر رایش ژرمنی شود، ساعت سعد آلمان فرا رسیده است» یکی از جراید آلمان در همان سال ها نوشت: «این علامت خوشبختی را از ایران و هندوستان به آلمان برده اند.»

چلیپا چند هزار سال پیش از مسیح نماد مقدسی در کشورهای جهان به ویژه نزذ آریاییان بوده است.

شاهان آشور آن را به عنوان یک نماد دینی بر سینه می آویختند و شاهان هخامنشی آرامگاه خود را چلیپا گونه می ساختند.

این نشانواره، نماد افزایش و فراوانی و دارای بار مغناطیسی مثبت است. مسیحیت که پاره ای از دستورات دینی خود را از «آیین مهر» گرفته، چلیپا را نیز از آریاییان به وام گرفته است. نسل نو مسیحی نمی داند که در روزگاران کهن، آریاها به هنگام نیایش پروردگار، رو به خورشید چلیپا را روبروی خود می نهادند و نماد چرخ هستی اش می دانستند.

مهاجرت


زندگی و آموزش



نیاز


كهن دژ نارين قلعه ميبد را به سليمان نبي نسبت مي‌دهند

شهر باستاني ميبد يكي از كانون‌هاي كهن سكونت و زندگي در كرانه بيابان‌هاي مركزي ايران است كه در 50 كيلومتري شمال يزد در كنار بزرگراه جنوبي و شرقي كشور واقع است و راه آهن جنوب نيز از غرب آن مي‌گذرد و ارتفاع متوســط ناحيـــه 1234 متر از سطح دريا است كه آب و هوايي به اصطلاح كويري و بياباني دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)- منطقه يزد در ميبد، مورخان، پيدايش اوليه ميبد را به مربوط به دوره‌هاي بسيار دور تاريخي و بر كنار يك درياچه خشك شده كويــري به نام درياي ســــاوه  مي‌دانند. در روايت‌هاي افسانه‌اي بناي ميبد را به «كيومرث » و بناي كهندژ «نارين قلعه» را به سليمان نبي نسبت       داده‌اند.

در گزارش‌هاي تاريخ محلي، بناي مدينه ميبد را مربوط به دوره ساسانيان زمان قباد و انوشيروان دانسته‌اند. نام ميبد از واژه‌هاي پارسي ميانه و برگرفته از نام يكي از سپهبدان ساساني به نما مهبد است كه در توسعه و تحكيم بنيادهاي شهري ميبد در آن دوران سهم و نقشي مؤثر داشته است. نكته‌اي كه نشان دهنده اهميت سياسي و مدنيت ميبد در دوران ساساني است، سكه‌هاي بازمانده از دوران پورانداخت ساساني است كه در اين شهر ضرب شده است.

در آغاز دوره اسلامي، ميبد يكي از سه جايگاه يزد بود كه «مسجد آدينه» در آن برپا شد. اكثر جغرافيانويسان اين دوره، ميبد را شهري از كوره‌ي استخر فارس به شمار آورده و اين شهر را با عنوان “حصن حصين“ يعني دژ استوار ياد كرده‌اند.

اهميت تاريخي ميبد و دوران آباداني آن بيشتر مربوط به عهد آل مظفر است كه در قرن هشتم از ميان شهر برخاسته و يزد و كرمان و فارس و اصفهان را به تصرف درآورده و تشكيل حكومت داده‌اند.

در ادوار گذشته، بزرگاني چون ابوالفضل رشيدالدين ميبدي مترجم و مفسر قرآن كريم، خطيرالملك ميبدي وزير آل سلجوق، قاضي ميرحسين ميبدي حكيم و شاعر و قاضي القضات و دوره اخير، مرحوم آيت ا…العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري بنيانگذارحوزه علميه قم  از اين شهر برخاسته‌اند.

شهر ميبد از ديرباز يكي از مراكز مهم صنايع دستي شامل سفال، سراميك و زيلوبافي بوده است كه آوازه جهاني دارد.

از ديدني‌ها و جاذبه‌هاي ترايخي و گردشگري ميبد بافت تاريخي، كهندژ نارين قلعه،  شاهراه باستاني ري- كرمان، كاروانسرا، چاپارخانه، يخچال خشتي، برج كبوترخانه ، خانه سالار، كارگاه‌هاي سفالگري دستي و ماشيني، موزه زيلو، مسجد جامع ميبد، مسجد جامع فيروزآباد، مسجد جامع بفروئيه، برج محمودآباد، قلعه بارجين، قلعه مهرجرد و ... است.                                                

قلعه مهرجرد كه در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه‌هايي است كه در تمامي آبادي‌هاي منطقه ميبد وجود داشته و تنها باقيمانده اين قلعه‌ها در منطقه است. اين بنا داراي چهار برج در چهار گوشه و يك برج به عنوان درب ورودي در سمت جنوب است. خندقي كه در حال حاضر چيزي از آن باقي نمانده است چهار سمت بنا را محافظت مي كرده است‌. كليت اين بنا  سه طبقه،  با پله‌هايي كه ارتباط عمودي را ميسر مي‌ساخته است، مي‌باشد.

انواع مختلف پوشش‌هاي خشتي كه در معماري ايران وجود داشته است در اين بنا مشاهده مي گردد. قلعه مهرجرد علاوه براينكه به عنوان انبار مورد استفاده قرار مي گرفته ، مكان امني براي پناه گرفتن و نيز در دوراني از آن به عنوان مكتب استفاده مي شده است.

قلعه بارجين ديگر قلعه تاريخي اين شهرستان در يكي از آباديهاي حوزه شرقي ميبد و به همين نام واقع شده است كه  توسط اربابان زرتشتي محل بنا  گرديده است. كاربري بنا به منظور پناه گرفتن در مواقع ناامن بوده و جنس اصلي مصالح به كاررفته در بنا  از  گل و خشت مي‌باشد. بناي قلعه برروي دو طبقه ساخته شده  وداراي چهار برج  ساده در چهار گوشه و يك ورودي  در سمت شمال است كه در  بالاي سر درب ورودي اتاقي قرار دارد كه مختص ارباب قلعه بوده است.

پلان قلعه به صورت حياط مركزي است كه اتاق‌ها در اطراف حياط واقع  شده‌اند. پوشش اتاق‌هاي طبقه اول به  صورت طاق ضربي و در طبقه دوم به صورت فيل پوش مي‌باشد.  مهمترين تزئيناتي كه در بنا به كار رفته قاب بندي‌هايي است كه در جبهه  شرقي و غربي مشاهده مي‌شود.

كاروانسراي شاه عباسي ديگر بناي تاريخي ميبد كه گويا بر جايگاه كاروانسراي قديمي تري ساخته شده از جمله كاروانسراهاي سبك صفوي و يكي از كاملترين كاروانسراهاي بين راهي به شمار مي‌رود. اين كاروانسرا به شيوه معروف چهار ايواني و با آجر ساخته شده و به لحاظ برخورداري  از فضاهاي متنوع  و تجهيزات ايمني قديم و جريان هميشگي آب و جهات بهداشتي يكي از رباطهاي كم نظير منطقه بوده است .

ساختمان كاروانسرا شامل ساباطي با پوشش يزدي بندي، ايوانهاي بيروني، هشتي ورودي، حياط مركزي، حوضخانه و مهتابي و چهار  هشتي زيبا  و فضاهاي سرپوشيده‌ي سول شرقي و غربي و جمعاً  صد ايوان و اتاق و اجاق براي استفاده كاروانيان بوده است.

هم اكنون ميراث فرهنگي ميبد و كتابخانه مركز اسناد در بخشي از بنا استقرار يافته و سول يا سالن شرقي آن جايگاه موزه زيلوهاي تاريخي ميبد و سول يا سالن غربي آن نيز به عنوان رستوران سنتي و كافي شاپ به نام سفره سراي شاه عباسي مورد استفاده همگاني است.

از ديگر بناهاي تاريخي ميبد مي‌توان به برج کبوترخانه اشاره كرد كه متعلق به دوره قاجاريه است و به شماره 1691 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.

در ادوار پيش برجهای گوناگونی برای کاربردهای گوناگون در ميبد ساخته اند . اين برجها عمدتاً نقش حفاظتی و ديده بانی داشته اند . اين برجها را معمولاً به فاصله نزديکی از ديوار شهر يا بيرونه ها  در دو يا سه طبقه ساخته‌اند، به گونه ای که محوطه وسيعی از بيرون شهر را زير نظارت داشته باشد اما برج کبوترخان که در جنوب شرقی باروی قديم است، ظاهراً بر خلاف ساير برجهای شهر همچون برج عبدالوهاب، برج محله کنزيها و ... برای نگهداری کبوتران و استفاده از کود آنها ساخته شده و جنبه حفاظتی نداشته است.

اين برج داراي 4000 لانه پرنده است  برجک‌هاي بالاي برج جهت جذب پرندگان بوده و حلقه گچي دور بدنه برج براي جلوگيري از نفوذ خزندگان مانند مار به داخل برج بوده است و همچنين روي پشت بام برج کاسه‌هاي بوده که در آن آب براي استفاده پرندگان مي‌ريختند. اين برج ثابت مي‌کند که در زمانهاي قديم در اين محل زمينهاي کشاورزي وجود داشته که کشاورزان از فضولات پرندگان داخل برج به عنوان کود براي زمينهاي خود استفاده مي‌کردند.

آسياب دوسنگي بيابان محمدآباد از ديگر بناهاي تاريخي است كه اين آسياب كم نظير، در عمق چهل متري زمين و در مسير قنات «قطب آباد» احداث شده است و هيچ گونه مصالح ساختماني در ساخت آن به كار نرفته است . چاههايي به عمق 40 متر، روشنايي فضاي داخلي و تهويه هوا را تأمين مي‌كنند. قدمت اين آسياب بالغ بر 150 سال است.

آب انبار كلار از ديگر جاذبه‌هاي گردشگري ميبد است كه روبروي درب ورودي كاروانسرا جاي گرفته و توازن معماري زيبايي به ساباط و سردرگاه بخشيده است. ساخت آب انبار بر اساس سنگ نوشته‌ي آن مربوط به قرن 11 هجري قمري (1070) است و به روشني همت معمار و هدف سازنده خيرخواه آن را براي بهره مندي رهگذران از آب گوارا بيان مي‌كند.

از ويژگيهاي ساختاري آب انبار كلار، استفاده سنجيده معمار از موقعيت توپوگرافي زمين در ساختن مخزن و پلكان آن است به گونه اي كه خستگان راه، تنها با چند پله اي انگشت شمار به پاشير آب انبار مي‌رسيده‌اند كه اين آب انبار هنوز هم به عنوان يك منبع آب آشاميدني قابل بهره برداري است.

کهن دژ نارین قلعه  میبد متعلق به پیش از اسلام از بناهای عظیم خشتی باستانی در ایران است. پیشینه طولانی‌اش تا آنجاست که  هویت اسطوره‌ای یافته، تا آنجا که مولف تاریخ یزد قلعه را در زمان سلیمان نبی دانسته است.  از نظر معماری نارین قلعه  سلسله ای متواتر از ساخت و سازهای مسکن و تاسیسات شهری و استحکامات دفاعی و نظامی را نشان می دهد که بارها مرمت و بازسازی شده است. تنوع سبکهای ساختمان و بقایای مواد به کار رفته و همچنین تفاوتهایی که در اندازه خشتها وجود دارد سیر تاریخی بنا را به خوبی نشان می دهد . با این حساب می توان نارین قلعه را مجموعه ای مستند از آثار دوره های مختلف تاریخی فرهنگی منطقه به شمار آورد.

با توجه به شکل زیگوراتی قلعه گمان می رود که زمانی به عنوان مرکز مذهبی و معبد مورد استفاده بوده است . توجه به برخی از قسمتها بنا همچون ابعاد برخی از خشتها نشان می دهد که می توان بنیان اولیه نارین قلعه را یک دژ مادی به حساب آورد.

قلعه هایی از این نوع هسته شهر به حساب می آمدند که معمولاً جایگاه درباریان و نظامیان و مغان بوده است. این بنا در پنج يا هفت طبقه شکل گرفته است که البته طبقات به طور مشخص از هم جدا نیستند و در واقع نوعی شکل گیری مطبق و در هم آمیخته اماکن از کف تا بام می باشد. ارتفاع قلعه 20 متر است و بخش اصلی و کهن قلعه در قسمت فوقانی مجموعه واقع است که قسمت وسیعی از شهر در چشم انداز آن قرار دارد .

دیوار اصلی قلعه روی یک پلان مدور بیضی پی افکنده اند که گرداگرد آن را خندقی عریض فرا می گرفته است که بخش عمده ای از آن هنوز باقی است.نارین قلعه بنا بر شواهد موجود و روایتها دارای نظام پیچیده رفت و آمد و زیرزمینی و ارتباط پنهانی بوده است. دهانه های تعدادی از این راهروها هنوز در جایجای قلعه پیداست.

اهمیت قلعه میبد مربوط به عهد سلاطین آل مظفر است که در عمران و آبادی میبد کوشا بودند و قلعه پناهگاه محلی آنان بود.

يخچال ميبد با قدمتي كه به پيش از دوره قاجار مي‌رسد، يكي از معدود يخچالهاي  به جاي مانده در استان يزد است . ساختمان يخچال ميبد به مانند ديگر يخچالهاي مناطق كويري از خشت و گل ساخته شده و ساختار معمار ي آن بر اساس  محاسبات بسيار سنجيده اقليم شناسي براي كاركردهاي ويژه بوده است.

بخشهاي عمده و اصلي اين بناي باشكوه و سودمند عبارتند از  ديوارهاي سايه انداز، حوض يخبند، مخزن يخچال و گنبد كه ديوارهاي شرقي و غربي و جنوبي در زمستان سايه سار سردي در محوطه شمالي يخچال فراهم مي ساخته كه در شبهاي چله با انداختن آب قنات به حوض پهناور و كم عمق آن محوطه و تكرار اين كار در شبهاي متوالي ، قطعات بزرگ يخ ساخته مي شده و پس از شكسته شدن به مخزن يخ در زير گنبد يخچال انتقال داده مي شده است. گنبد خشتي بزرگ همانند « فلاسك »يخهاي انباشته را نگه مي داشته كه براي استفاده ي كاروانيان و مردم از آن است.

آب انبار حاجي علي محمد كه جايگاه موزه سفال فعلي ميبد است با قدمتي نزديك به نيم قرن از بناهاي دوران متأخر مي باشد. ساختار اين آب انبار مانند ساير آب انبارهاي بين راهي ميبد است كه فضاي اصلي جهت استراحت، نمازخواندن و ... بر روي راه پله احداث شده است. خزينه در سمت جنوب بنا واقع شده و با دو بادگير و گنبد آجري در محدوده زمين مصلي خودنمايي مي‌كند. موقعيت ويژه اين آب انبار در مسير گردشگري ميبد از مهمترين دلايل مرمت اين آب انبارجهت احياء و تبديل به موزه سفال ميبد است.شهر باستاني ميبد يكي از كانون‌هاي كهن سكونت و زندگي در كرانه بيابان‌هاي مركزي ايران است كه در 50 كيلومتري شمال يزد در كنار بزرگراه جنوبي و شرقي كشور واقع است و راه آهن جنوب نيز از غرب آن مي‌گذرد و ارتفاع متوســط ناحيـــه 1234 متر از سطح دريا است كه آب و هوايي به اصطلاح كويري و بياباني دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)- منطقه يزد در ميبد، مورخان، پيدايش اوليه ميبد را به مربوط به دوره‌هاي بسيار دور تاريخي و بر كنار يك درياچه خشك شده كويــري به نام درياي ســــاوه  مي‌دانند. در روايت‌هاي افسانه‌اي بناي ميبد را به «كيومرث » و بناي كهندژ «نارين قلعه» را به سليمان نبي نسبت       داده‌اند.

در گزارش‌هاي تاريخ محلي، بناي مدينه ميبد را مربوط به دوره ساسانيان زمان قباد و انوشيروان دانسته‌اند. نام ميبد از واژه‌هاي پارسي ميانه و برگرفته از نام يكي از سپهبدان ساساني به نما مهبد است كه در توسعه و تحكيم بنيادهاي شهري ميبد در آن دوران سهم و نقشي مؤثر داشته است. نكته‌اي كه نشان دهنده اهميت سياسي و مدنيت ميبد در دوران ساساني است، سكه‌هاي بازمانده از دوران پورانداخت ساساني است كه در اين شهر ضرب شده است.

در آغاز دوره اسلامي، ميبد يكي از سه جايگاه يزد بود كه «مسجد آدينه» در آن برپا شد. اكثر جغرافيانويسان اين دوره، ميبد را شهري از كوره‌ي استخر فارس به شمار آورده و اين شهر را با عنوان “حصن حصين“ يعني دژ استوار ياد كرده‌اند.

اهميت تاريخي ميبد و دوران آباداني آن بيشتر مربوط به عهد آل مظفر است كه در قرن هشتم از ميان شهر برخاسته و يزد و كرمان و فارس و اصفهان را به تصرف درآورده و تشكيل حكومت داده‌اند.

در ادوار گذشته، بزرگاني چون ابوالفضل رشيدالدين ميبدي مترجم و مفسر قرآن كريم، خطيرالملك ميبدي وزير آل سلجوق، قاضي ميرحسين ميبدي حكيم و شاعر و قاضي القضات و دوره اخير، مرحوم آيت ا…العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري بنيانگذارحوزه علميه قم  از اين شهر برخاسته‌اند.

شهر ميبد از ديرباز يكي از مراكز مهم صنايع دستي شامل سفال، سراميك و زيلوبافي بوده است كه آوازه جهاني دارد.

از ديدني‌ها و جاذبه‌هاي ترايخي و گردشگري ميبد بافت تاريخي، كهندژ نارين قلعه،  شاهراه باستاني ري- كرمان، كاروانسرا، چاپارخانه، يخچال خشتي، برج كبوترخانه ، خانه سالار، كارگاه‌هاي سفالگري دستي و ماشيني، موزه زيلو، مسجد جامع ميبد، مسجد جامع فيروزآباد، مسجد جامع بفروئيه، برج محمودآباد، قلعه بارجين، قلعه مهرجرد و ... است.                                                

قلعه مهرجرد كه در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه‌هايي است كه در تمامي آبادي‌هاي منطقه ميبد وجود داشته و تنها باقيمانده اين قلعه‌ها در منطقه است. اين بنا داراي چهار برج در چهار گوشه و يك برج به عنوان درب ورودي در سمت جنوب است. خندقي كه در حال حاضر چيزي از آن باقي نمانده است چهار سمت بنا را محافظت مي كرده است‌. كليت اين بنا  سه طبقه،  با پله‌هايي كه ارتباط عمودي را ميسر مي‌ساخته است، مي‌باشد.

انواع مختلف پوشش‌هاي خشتي كه در معماري ايران وجود داشته است در اين بنا مشاهده مي گردد. قلعه مهرجرد علاوه براينكه به عنوان انبار مورد استفاده قرار مي گرفته ، مكان امني براي پناه گرفتن و نيز در دوراني از آن به عنوان مكتب استفاده مي شده است.

قلعه بارجين ديگر قلعه تاريخي اين شهرستان در يكي از آباديهاي حوزه شرقي ميبد و به همين نام واقع شده است كه  توسط اربابان زرتشتي محل بنا  گرديده است. كاربري بنا به منظور پناه گرفتن در مواقع ناامن بوده و جنس اصلي مصالح به كاررفته در بنا  از  گل و خشت مي‌باشد. بناي قلعه برروي دو طبقه ساخته شده  وداراي چهار برج  ساده در چهار گوشه و يك ورودي  در سمت شمال است كه در  بالاي سر درب ورودي اتاقي قرار دارد كه مختص ارباب قلعه بوده است.

پلان قلعه به صورت حياط مركزي است كه اتاق‌ها در اطراف حياط واقع  شده‌اند. پوشش اتاق‌هاي طبقه اول به  صورت طاق ضربي و در طبقه دوم به صورت فيل پوش مي‌باشد.  مهمترين تزئيناتي كه در بنا به كار رفته قاب بندي‌هايي است كه در جبهه  شرقي و غربي مشاهده مي‌شود.

كاروانسراي شاه عباسي ديگر بناي تاريخي ميبد كه گويا بر جايگاه كاروانسراي قديمي تري ساخته شده از جمله كاروانسراهاي سبك صفوي و يكي از كاملترين كاروانسراهاي بين راهي به شمار مي‌رود. اين كاروانسرا به شيوه معروف چهار ايواني و با آجر ساخته شده و به لحاظ برخورداري  از فضاهاي متنوع  و تجهيزات ايمني قديم و جريان هميشگي آب و جهات بهداشتي يكي از رباطهاي كم نظير منطقه بوده است .

ساختمان كاروانسرا شامل ساباطي با پوشش يزدي بندي، ايوانهاي بيروني، هشتي ورودي، حياط مركزي، حوضخانه و مهتابي و چهار  هشتي زيبا  و فضاهاي سرپوشيده‌ي سول شرقي و غربي و جمعاً  صد ايوان و اتاق و اجاق براي استفاده كاروانيان بوده است.

هم اكنون ميراث فرهنگي ميبد و كتابخانه مركز اسناد در بخشي از بنا استقرار يافته و سول يا سالن شرقي آن جايگاه موزه زيلوهاي تاريخي ميبد و سول يا سالن غربي آن نيز به عنوان رستوران سنتي و كافي شاپ به نام سفره سراي شاه عباسي مورد استفاده همگاني است.

از ديگر بناهاي تاريخي ميبد مي‌توان به برج کبوترخانه اشاره كرد كه متعلق به دوره قاجاريه است و به شماره 1691 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.

در ادوار پيش برجهای گوناگونی برای کاربردهای گوناگون در ميبد ساخته اند . اين برجها عمدتاً نقش حفاظتی و ديده بانی داشته اند . اين برجها را معمولاً به فاصله نزديکی از ديوار شهر يا بيرونه ها  در دو يا سه طبقه ساخته‌اند، به گونه ای که محوطه وسيعی از بيرون شهر را زير نظارت داشته باشد اما برج کبوترخان که در جنوب شرقی باروی قديم است، ظاهراً بر خلاف ساير برجهای شهر همچون برج عبدالوهاب، برج محله کنزيها و ... برای نگهداری کبوتران و استفاده از کود آنها ساخته شده و جنبه حفاظتی نداشته است.

اين برج داراي 4000 لانه پرنده است  برجک‌هاي بالاي برج جهت جذب پرندگان بوده و حلقه گچي دور بدنه برج براي جلوگيري از نفوذ خزندگان مانند مار به داخل برج بوده است و همچنين روي پشت بام برج کاسه‌هاي بوده که در آن آب براي استفاده پرندگان مي‌ريختند. اين برج ثابت مي‌کند که در زمانهاي قديم در اين محل زمينهاي کشاورزي وجود داشته که کشاورزان از فضولات پرندگان داخل برج به عنوان کود براي زمينهاي خود استفاده مي‌کردند.

آسياب دوسنگي بيابان محمدآباد از ديگر بناهاي تاريخي است كه اين آسياب كم نظير، در عمق چهل متري زمين و در مسير قنات «قطب آباد» احداث شده است و هيچ گونه مصالح ساختماني در ساخت آن به كار نرفته است . چاههايي به عمق 40 متر، روشنايي فضاي داخلي و تهويه هوا را تأمين مي‌كنند. قدمت اين آسياب بالغ بر 150 سال است.

آب انبار كلار از ديگر جاذبه‌هاي گردشگري ميبد است كه روبروي درب ورودي كاروانسرا جاي گرفته و توازن معماري زيبايي به ساباط و سردرگاه بخشيده است. ساخت آب انبار بر اساس سنگ نوشته‌ي آن مربوط به قرن 11 هجري قمري (1070) است و به روشني همت معمار و هدف سازنده خيرخواه آن را براي بهره مندي رهگذران از آب گوارا بيان مي‌كند.

از ويژگيهاي ساختاري آب انبار كلار، استفاده سنجيده معمار از موقعيت توپوگرافي زمين در ساختن مخزن و پلكان آن است به گونه اي كه خستگان راه، تنها با چند پله اي انگشت شمار به پاشير آب انبار مي‌رسيده‌اند كه اين آب انبار هنوز هم به عنوان يك منبع آب آشاميدني قابل بهره برداري است.

کهن دژ نارین قلعه  میبد متعلق به پیش از اسلام از بناهای عظیم خشتی باستانی در ایران است. پیشینه طولانی‌اش تا آنجاست که  هویت اسطوره‌ای یافته، تا آنجا که مولف تاریخ یزد قلعه را در زمان سلیمان نبی دانسته است.  از نظر معماری نارین قلعه  سلسله ای متواتر از ساخت و سازهای مسکن و تاسیسات شهری و استحکامات دفاعی و نظامی را نشان می دهد که بارها مرمت و بازسازی شده است. تنوع سبکهای ساختمان و بقایای مواد به کار رفته و همچنین تفاوتهایی که در اندازه خشتها وجود دارد سیر تاریخی بنا را به خوبی نشان می دهد . با این حساب می توان نارین قلعه را مجموعه ای مستند از آثار دوره های مختلف تاریخی فرهنگی منطقه به شمار آورد.

با توجه به شکل زیگوراتی قلعه گمان می رود که زمانی به عنوان مرکز مذهبی و معبد مورد استفاده بوده است . توجه به برخی از قسمتها بنا همچون ابعاد برخی از خشتها نشان می دهد که می توان بنیان اولیه نارین قلعه را یک دژ مادی به حساب آورد.

قلعه هایی از این نوع هسته شهر به حساب می آمدند که معمولاً جایگاه درباریان و نظامیان و مغان بوده است. این بنا در پنج يا هفت طبقه شکل گرفته است که البته طبقات به طور مشخص از هم جدا نیستند و در واقع نوعی شکل گیری مطبق و در هم آمیخته اماکن از کف تا بام می باشد. ارتفاع قلعه 20 متر است و بخش اصلی و کهن قلعه در قسمت فوقانی مجموعه واقع است که قسمت وسیعی از شهر در چشم انداز آن قرار دارد .

دیوار اصلی قلعه روی یک پلان مدور بیضی پی افکنده اند که گرداگرد آن را خندقی عریض فرا می گرفته است که بخش عمده ای از آن هنوز باقی است.نارین قلعه بنا بر شواهد موجود و روایتها دارای نظام پیچیده رفت و آمد و زیرزمینی و ارتباط پنهانی بوده است. دهانه های تعدادی از این راهروها هنوز در جایجای قلعه پیداست.

اهمیت قلعه میبد مربوط به عهد سلاطین آل مظفر است که در عمران و آبادی میبد کوشا بودند و قلعه پناهگاه محلی آنان بود.

يخچال ميبد با قدمتي كه به پيش از دوره قاجار مي‌رسد، يكي از معدود يخچالهاي  به جاي مانده در استان يزد است . ساختمان يخچال ميبد به مانند ديگر يخچالهاي مناطق كويري از خشت و گل ساخته شده و ساختار معمار ي آن بر اساس  محاسبات بسيار سنجيده اقليم شناسي براي كاركردهاي ويژه بوده است.

بخشهاي عمده و اصلي اين بناي باشكوه و سودمند عبارتند از  ديوارهاي سايه انداز، حوض يخبند، مخزن يخچال و گنبد كه ديوارهاي شرقي و غربي و جنوبي در زمستان سايه سار سردي در محوطه شمالي يخچال فراهم مي ساخته كه در شبهاي چله با انداختن آب قنات به حوض پهناور و كم عمق آن محوطه و تكرار اين كار در شبهاي متوالي ، قطعات بزرگ يخ ساخته مي شده و پس از شكسته شدن به مخزن يخ در زير گنبد يخچال انتقال داده مي شده است. گنبد خشتي بزرگ همانند « فلاسك »يخهاي انباشته را نگه مي داشته كه براي استفاده ي كاروانيان و مردم از آن است.

آب انبار حاجي علي محمد كه جايگاه موزه سفال فعلي ميبد است با قدمتي نزديك به نيم قرن از بناهاي دوران متأخر مي باشد. ساختار اين آب انبار مانند ساير آب انبارهاي بين راهي ميبد است كه فضاي اصلي جهت استراحت، نمازخواندن و ... بر روي راه پله احداث شده است. خزينه در سمت جنوب بنا واقع شده و با دو بادگير و گنبد آجري در محدوده زمين مصلي خودنمايي مي‌كند. موقعيت ويژه اين آب انبار در مسير گردشگري ميبد از مهمترين دلايل مرمت اين آب انبارجهت احياء و تبديل به موزه سفال ميبد است.شهر باستاني ميبد يكي از كانون‌هاي كهن سكونت و زندگي در كرانه بيابان‌هاي مركزي ايران است كه در 50 كيلومتري شمال يزد در كنار بزرگراه جنوبي و شرقي كشور واقع است و راه آهن جنوب نيز از غرب آن مي‌گذرد و ارتفاع متوســط ناحيـــه 1234 متر از سطح دريا است كه آب و هوايي به اصطلاح كويري و بياباني دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)- منطقه يزد در ميبد، مورخان، پيدايش اوليه ميبد را به مربوط به دوره‌هاي بسيار دور تاريخي و بر كنار يك درياچه خشك شده كويــري به نام درياي ســــاوه  مي‌دانند. در روايت‌هاي افسانه‌اي بناي ميبد را به «كيومرث » و بناي كهندژ «نارين قلعه» را به سليمان نبي نسبت       داده‌اند.

در گزارش‌هاي تاريخ محلي، بناي مدينه ميبد را مربوط به دوره ساسانيان زمان قباد و انوشيروان دانسته‌اند. نام ميبد از واژه‌هاي پارسي ميانه و برگرفته از نام يكي از سپهبدان ساساني به نما مهبد است كه در توسعه و تحكيم بنيادهاي شهري ميبد در آن دوران سهم و نقشي مؤثر داشته است. نكته‌اي كه نشان دهنده اهميت سياسي و مدنيت ميبد در دوران ساساني است، سكه‌هاي بازمانده از دوران پورانداخت ساساني است كه در اين شهر ضرب شده است.

در آغاز دوره اسلامي، ميبد يكي از سه جايگاه يزد بود كه «مسجد آدينه» در آن برپا شد. اكثر جغرافيانويسان اين دوره، ميبد را شهري از كوره‌ي استخر فارس به شمار آورده و اين شهر را با عنوان “حصن حصين“ يعني دژ استوار ياد كرده‌اند.

اهميت تاريخي ميبد و دوران آباداني آن بيشتر مربوط به عهد آل مظفر است كه در قرن هشتم از ميان شهر برخاسته و يزد و كرمان و فارس و اصفهان را به تصرف درآورده و تشكيل حكومت داده‌اند.

در ادوار گذشته، بزرگاني چون ابوالفضل رشيدالدين ميبدي مترجم و مفسر قرآن كريم، خطيرالملك ميبدي وزير آل سلجوق، قاضي ميرحسين ميبدي حكيم و شاعر و قاضي القضات و دوره اخير، مرحوم آيت ا…العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري بنيانگذارحوزه علميه قم  از اين شهر برخاسته‌اند.

شهر ميبد از ديرباز يكي از مراكز مهم صنايع دستي شامل سفال، سراميك و زيلوبافي بوده است كه آوازه جهاني دارد.

از ديدني‌ها و جاذبه‌هاي ترايخي و گردشگري ميبد بافت تاريخي، كهندژ نارين قلعه،  شاهراه باستاني ري- كرمان، كاروانسرا، چاپارخانه، يخچال خشتي، برج كبوترخانه ، خانه سالار، كارگاه‌هاي سفالگري دستي و ماشيني، موزه زيلو، مسجد جامع ميبد، مسجد جامع فيروزآباد، مسجد جامع بفروئيه، برج محمودآباد، قلعه بارجين، قلعه مهرجرد و ... است.                                                

قلعه مهرجرد كه در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه‌هايي است كه در تمامي آبادي‌هاي منطقه ميبد وجود داشته و تنها باقيمانده اين قلعه‌ها در منطقه است. اين بنا داراي چهار برج در چهار گوشه و يك برج به عنوان درب ورودي در سمت جنوب است. خندقي كه در حال حاضر چيزي از آن باقي نمانده است چهار سمت بنا را محافظت مي كرده است‌. كليت اين بنا  سه طبقه،  با پله‌هايي كه ارتباط عمودي را ميسر مي‌ساخته است، مي‌باشد.

انواع مختلف پوشش‌هاي خشتي كه در معماري ايران وجود داشته است در اين بنا مشاهده مي گردد. قلعه مهرجرد علاوه براينكه به عنوان انبار مورد استفاده قرار مي گرفته ، مكان امني براي پناه گرفتن و نيز در دوراني از آن به عنوان مكتب استفاده مي شده است.

قلعه بارجين ديگر قلعه تاريخي اين شهرستان در يكي از آباديهاي حوزه شرقي ميبد و به همين نام واقع شده است كه  توسط اربابان زرتشتي محل بنا  گرديده است. كاربري بنا به منظور پناه گرفتن در مواقع ناامن بوده و جنس اصلي مصالح به كاررفته در بنا  از  گل و خشت مي‌باشد. بناي قلعه برروي دو طبقه ساخته شده  وداراي چهار برج  ساده در چهار گوشه و يك ورودي  در سمت شمال است كه در  بالاي سر درب ورودي اتاقي قرار دارد كه مختص ارباب قلعه بوده است.

پلان قلعه به صورت حياط مركزي است كه اتاق‌ها در اطراف حياط واقع  شده‌اند. پوشش اتاق‌هاي طبقه اول به  صورت طاق ضربي و در طبقه دوم به صورت فيل پوش مي‌باشد.  مهمترين تزئيناتي كه در بنا به كار رفته قاب بندي‌هايي است كه در جبهه  شرقي و غربي مشاهده مي‌شود.

كاروانسراي شاه عباسي ديگر بناي تاريخي ميبد كه گويا بر جايگاه كاروانسراي قديمي تري ساخته شده از جمله كاروانسراهاي سبك صفوي و يكي از كاملترين كاروانسراهاي بين راهي به شمار مي‌رود. اين كاروانسرا به شيوه معروف چهار ايواني و با آجر ساخته شده و به لحاظ برخورداري  از فضاهاي متنوع  و تجهيزات ايمني قديم و جريان هميشگي آب و جهات بهداشتي يكي از رباطهاي كم نظير منطقه بوده است .

ساختمان كاروانسرا شامل ساباطي با پوشش يزدي بندي، ايوانهاي بيروني، هشتي ورودي، حياط مركزي، حوضخانه و مهتابي و چهار  هشتي زيبا  و فضاهاي سرپوشيده‌ي سول شرقي و غربي و جمعاً  صد ايوان و اتاق و اجاق براي استفاده كاروانيان بوده است.

هم اكنون ميراث فرهنگي ميبد و كتابخانه مركز اسناد در بخشي از بنا استقرار يافته و سول يا سالن شرقي آن جايگاه موزه زيلوهاي تاريخي ميبد و سول يا سالن غربي آن نيز به عنوان رستوران سنتي و كافي شاپ به نام سفره سراي شاه عباسي مورد استفاده همگاني است.

از ديگر بناهاي تاريخي ميبد مي‌توان به برج کبوترخانه اشاره كرد كه متعلق به دوره قاجاريه است و به شماره 1691 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.

در ادوار پيش برجهای گوناگونی برای کاربردهای گوناگون در ميبد ساخته اند . اين برجها عمدتاً نقش حفاظتی و ديده بانی داشته اند . اين برجها را معمولاً به فاصله نزديکی از ديوار شهر يا بيرونه ها  در دو يا سه طبقه ساخته‌اند، به گونه ای که محوطه وسيعی از بيرون شهر را زير نظارت داشته باشد اما برج کبوترخان که در جنوب شرقی باروی قديم است، ظاهراً بر خلاف ساير برجهای شهر همچون برج عبدالوهاب، برج محله کنزيها و ... برای نگهداری کبوتران و استفاده از کود آنها ساخته شده و جنبه حفاظتی نداشته است.

اين برج داراي 4000 لانه پرنده است  برجک‌هاي بالاي برج جهت جذب پرندگان بوده و حلقه گچي دور بدنه برج براي جلوگيري از نفوذ خزندگان مانند مار به داخل برج بوده است و همچنين روي پشت بام برج کاسه‌هاي بوده که در آن آب براي استفاده پرندگان مي‌ريختند. اين برج ثابت مي‌کند که در زمانهاي قديم در اين محل زمينهاي کشاورزي وجود داشته که کشاورزان از فضولات پرندگان داخل برج به عنوان کود براي زمينهاي خود استفاده مي‌کردند.

آسياب دوسنگي بيابان محمدآباد از ديگر بناهاي تاريخي است كه اين آسياب كم نظير، در عمق چهل متري زمين و در مسير قنات «قطب آباد» احداث شده است و هيچ گونه مصالح ساختماني در ساخت آن به كار نرفته است . چاههايي به عمق 40 متر، روشنايي فضاي داخلي و تهويه هوا را تأمين مي‌كنند. قدمت اين آسياب بالغ بر 150 سال است.

آب انبار كلار از ديگر جاذبه‌هاي گردشگري ميبد است كه روبروي درب ورودي كاروانسرا جاي گرفته و توازن معماري زيبايي به ساباط و سردرگاه بخشيده است. ساخت آب انبار بر اساس سنگ نوشته‌ي آن مربوط به قرن 11 هجري قمري (1070) است و به روشني همت معمار و هدف سازنده خيرخواه آن را براي بهره مندي رهگذران از آب گوارا بيان مي‌كند.

از ويژگيهاي ساختاري آب انبار كلار، استفاده سنجيده معمار از موقعيت توپوگرافي زمين در ساختن مخزن و پلكان آن است به گونه اي كه خستگان راه، تنها با چند پله اي انگشت شمار به پاشير آب انبار مي‌رسيده‌اند كه اين آب انبار هنوز هم به عنوان يك منبع آب آشاميدني قابل بهره برداري است.

کهن دژ نارین قلعه  میبد متعلق به پیش از اسلام از بناهای عظیم خشتی باستانی در ایران است. پیشینه طولانی‌اش تا آنجاست که  هویت اسطوره‌ای یافته، تا آنجا که مولف تاریخ یزد قلعه را در زمان سلیمان نبی دانسته است.  از نظر معماری نارین قلعه  سلسله ای متواتر از ساخت و سازهای مسکن و تاسیسات شهری و استحکامات دفاعی و نظامی را نشان می دهد که بارها مرمت و بازسازی شده است. تنوع سبکهای ساختمان و بقایای مواد به کار رفته و همچنین تفاوتهایی که در اندازه خشتها وجود دارد سیر تاریخی بنا را به خوبی نشان می دهد . با این حساب می توان نارین قلعه را مجموعه ای مستند از آثار دوره های مختلف تاریخی فرهنگی منطقه به شمار آورد.

با توجه به شکل زیگوراتی قلعه گمان می رود که زمانی به عنوان مرکز مذهبی و معبد مورد استفاده بوده است . توجه به برخی از قسمتها بنا همچون ابعاد برخی از خشتها نشان می دهد که می توان بنیان اولیه نارین قلعه را یک دژ مادی به حساب آورد.

قلعه هایی از این نوع هسته شهر به حساب می آمدند که معمولاً جایگاه درباریان و نظامیان و مغان بوده است. این بنا در پنج يا هفت طبقه شکل گرفته است که البته طبقات به طور مشخص از هم جدا نیستند و در واقع نوعی شکل گیری مطبق و در هم آمیخته اماکن از کف تا بام می باشد. ارتفاع قلعه 20 متر است و بخش اصلی و کهن قلعه در قسمت فوقانی مجموعه واقع است که قسمت وسیعی از شهر در چشم انداز آن قرار دارد .

دیوار اصلی قلعه روی یک پلان مدور بیضی پی افکنده اند که گرداگرد آن را خندقی عریض فرا می گرفته است که بخش عمده ای از آن هنوز باقی است.نارین قلعه بنا بر شواهد موجود و روایتها دارای نظام پیچیده رفت و آمد و زیرزمینی و ارتباط پنهانی بوده است. دهانه های تعدادی از این راهروها هنوز در جایجای قلعه پیداست.

اهمیت قلعه میبد مربوط به عهد سلاطین آل مظفر است که در عمران و آبادی میبد کوشا بودند و قلعه پناهگاه محلی آنان بود.

يخچال ميبد با قدمتي كه به پيش از دوره قاجار مي‌رسد، يكي از معدود يخچالهاي  به جاي مانده در استان يزد است . ساختمان يخچال ميبد به مانند ديگر يخچالهاي مناطق كويري از خشت و گل ساخته شده و ساختار معمار ي آن بر اساس  محاسبات بسيار سنجيده اقليم شناسي براي كاركردهاي ويژه بوده است.

بخشهاي عمده و اصلي اين بناي باشكوه و سودمند عبارتند از  ديوارهاي سايه انداز، حوض يخبند، مخزن يخچال و گنبد كه ديوارهاي شرقي و غربي و جنوبي در زمستان سايه سار سردي در محوطه شمالي يخچال فراهم مي ساخته كه در شبهاي چله با انداختن آب قنات به حوض پهناور و كم عمق آن محوطه و تكرار اين كار در شبهاي متوالي ، قطعات بزرگ يخ ساخته مي شده و پس از شكسته شدن به مخزن يخ در زير گنبد يخچال انتقال داده مي شده است. گنبد خشتي بزرگ همانند « فلاسك »يخهاي انباشته را نگه مي داشته كه براي استفاده ي كاروانيان و مردم از آن است.

آب انبار حاجي علي محمد كه جايگاه موزه سفال فعلي ميبد است با قدمتي نزديك به نيم قرن از بناهاي دوران متأخر مي باشد. ساختار اين آب انبار مانند ساير آب انبارهاي بين راهي ميبد است كه فضاي اصلي جهت استراحت، نمازخواندن و ... بر روي راه پله احداث شده است. خزينه در سمت جنوب بنا واقع شده و با دو بادگير و گنبد آجري در محدوده زمين مصلي خودنمايي مي‌كند. موقعيت ويژه اين آب انبار در مسير گردشگري ميبد از مهمترين دلايل مرمت اين آب انبارجهت احياء و تبديل به موزه سفال ميبد است.شهر باستاني ميبد يكي از كانون‌هاي كهن سكونت و زندگي در كرانه بيابان‌هاي مركزي ايران است كه در 50 كيلومتري شمال يزد در كنار بزرگراه جنوبي و شرقي كشور واقع است و راه آهن جنوب نيز از غرب آن مي‌گذرد و ارتفاع متوســط ناحيـــه 1234 متر از سطح دريا است كه آب و هوايي به اصطلاح كويري و بياباني دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)- منطقه يزد در ميبد، مورخان، پيدايش اوليه ميبد را به مربوط به دوره‌هاي بسيار دور تاريخي و بر كنار يك درياچه خشك شده كويــري به نام درياي ســــاوه  مي‌دانند. در روايت‌هاي افسانه‌اي بناي ميبد را به «كيومرث » و بناي كهندژ «نارين قلعه» را به سليمان نبي نسبت       داده‌اند.

در گزارش‌هاي تاريخ محلي، بناي مدينه ميبد را مربوط به دوره ساسانيان زمان قباد و انوشيروان دانسته‌اند. نام ميبد از واژه‌هاي پارسي ميانه و برگرفته از نام يكي از سپهبدان ساساني به نما مهبد است كه در توسعه و تحكيم بنيادهاي شهري ميبد در آن دوران سهم و نقشي مؤثر داشته است. نكته‌اي كه نشان دهنده اهميت سياسي و مدنيت ميبد در دوران ساساني است، سكه‌هاي بازمانده از دوران پورانداخت ساساني است كه در اين شهر ضرب شده است.

در آغاز دوره اسلامي، ميبد يكي از سه جايگاه يزد بود كه «مسجد آدينه» در آن برپا شد. اكثر جغرافيانويسان اين دوره، ميبد را شهري از كوره‌ي استخر فارس به شمار آورده و اين شهر را با عنوان “حصن حصين“ يعني دژ استوار ياد كرده‌اند.

اهميت تاريخي ميبد و دوران آباداني آن بيشتر مربوط به عهد آل مظفر است كه در قرن هشتم از ميان شهر برخاسته و يزد و كرمان و فارس و اصفهان را به تصرف درآورده و تشكيل حكومت داده‌اند.

در ادوار گذشته، بزرگاني چون ابوالفضل رشيدالدين ميبدي مترجم و مفسر قرآن كريم، خطيرالملك ميبدي وزير آل سلجوق، قاضي ميرحسين ميبدي حكيم و شاعر و قاضي القضات و دوره اخير، مرحوم آيت ا…العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري بنيانگذارحوزه علميه قم  از اين شهر برخاسته‌اند.

شهر ميبد از ديرباز يكي از مراكز مهم صنايع دستي شامل سفال، سراميك و زيلوبافي بوده است كه آوازه جهاني دارد.

از ديدني‌ها و جاذبه‌هاي ترايخي و گردشگري ميبد بافت تاريخي، كهندژ نارين قلعه،  شاهراه باستاني ري- كرمان، كاروانسرا، چاپارخانه، يخچال خشتي، برج كبوترخانه ، خانه سالار، كارگاه‌هاي سفالگري دستي و ماشيني، موزه زيلو، مسجد جامع ميبد، مسجد جامع فيروزآباد، مسجد جامع بفروئيه، برج محمودآباد، قلعه بارجين، قلعه مهرجرد و ... است.                                                

قلعه مهرجرد كه در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه‌هايي است كه در تمامي آبادي‌هاي منطقه ميبد وجود داشته و تنها باقيمانده اين قلعه‌ها در منطقه است. اين بنا داراي چهار برج در چهار گوشه و يك برج به عنوان درب ورودي در سمت جنوب است. خندقي كه در حال حاضر چيزي از آن باقي نمانده است چهار سمت بنا را محافظت مي كرده است‌. كليت اين بنا  سه طبقه،  با پله‌هايي كه ارتباط عمودي را ميسر مي‌ساخته است، مي‌باشد.

انواع مختلف پوشش‌هاي خشتي كه در معماري ايران وجود داشته است در اين بنا مشاهده مي گردد. قلعه مهرجرد علاوه براينكه به عنوان انبار مورد استفاده قرار مي گرفته ، مكان امني براي پناه گرفتن و نيز در دوراني از آن به عنوان مكتب استفاده مي شده است.

قلعه بارجين ديگر قلعه تاريخي اين شهرستان در يكي از آباديهاي حوزه شرقي ميبد و به همين نام واقع شده است كه  توسط اربابان زرتشتي محل بنا  گرديده است. كاربري بنا به منظور پناه گرفتن در مواقع ناامن بوده و جنس اصلي مصالح به كاررفته در بنا  از  گل و خشت مي‌باشد. بناي قلعه برروي دو طبقه ساخته شده  وداراي چهار برج  ساده در چهار گوشه و يك ورودي  در سمت شمال است كه در  بالاي سر درب ورودي اتاقي قرار دارد كه مختص ارباب قلعه بوده است.

پلان قلعه به صورت حياط مركزي است كه اتاق‌ها در اطراف حياط واقع  شده‌اند. پوشش اتاق‌هاي طبقه اول به  صورت طاق ضربي و در طبقه دوم به صورت فيل پوش مي‌باشد.  مهمترين تزئيناتي كه در بنا به كار رفته قاب بندي‌هايي است كه در جبهه  شرقي و غربي مشاهده مي‌شود.

كاروانسراي شاه عباسي ديگر بناي تاريخي ميبد كه گويا بر جايگاه كاروانسراي قديمي تري ساخته شده از جمله كاروانسراهاي سبك صفوي و يكي از كاملترين كاروانسراهاي بين راهي به شمار مي‌رود. اين كاروانسرا به شيوه معروف چهار ايواني و با آجر ساخته شده و به لحاظ برخورداري  از فضاهاي متنوع  و تجهيزات ايمني قديم و جريان هميشگي آب و جهات بهداشتي يكي از رباطهاي كم نظير منطقه بوده است .

ساختمان كاروانسرا شامل ساباطي با پوشش يزدي بندي، ايوانهاي بيروني، هشتي ورودي، حياط مركزي، حوضخانه و مهتابي و چهار  هشتي زيبا  و فضاهاي سرپوشيده‌ي سول شرقي و غربي و جمعاً  صد ايوان و اتاق و اجاق براي استفاده كاروانيان بوده است.

هم اكنون ميراث فرهنگي ميبد و كتابخانه مركز اسناد در بخشي از بنا استقرار يافته و سول يا سالن شرقي آن جايگاه موزه زيلوهاي تاريخي ميبد و سول يا سالن غربي آن نيز به عنوان رستوران سنتي و كافي شاپ به نام سفره سراي شاه عباسي مورد استفاده همگاني است.

از ديگر بناهاي تاريخي ميبد مي‌توان به برج کبوترخانه اشاره كرد كه متعلق به دوره قاجاريه است و به شماره 1691 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.

در ادوار پيش برجهای گوناگونی برای کاربردهای گوناگون در ميبد ساخته اند . اين برجها عمدتاً نقش حفاظتی و ديده بانی داشته اند . اين برجها را معمولاً به فاصله نزديکی از ديوار شهر يا بيرونه ها  در دو يا سه طبقه ساخته‌اند، به گونه ای که محوطه وسيعی از بيرون شهر را زير نظارت داشته باشد اما برج کبوترخان که در جنوب شرقی باروی قديم است، ظاهراً بر خلاف ساير برجهای شهر همچون برج عبدالوهاب، برج محله کنزيها و ... برای نگهداری کبوتران و استفاده از کود آنها ساخته شده و جنبه حفاظتی نداشته است.

اين برج داراي 4000 لانه پرنده است  برجک‌هاي بالاي برج جهت جذب پرندگان بوده و حلقه گچي دور بدنه برج براي جلوگيري از نفوذ خزندگان مانند مار به داخل برج بوده است و همچنين روي پشت بام برج کاسه‌هاي بوده که در آن آب براي استفاده پرندگان مي‌ريختند. اين برج ثابت مي‌کند که در زمانهاي قديم در اين محل زمينهاي کشاورزي وجود داشته که کشاورزان از فضولات پرندگان داخل برج به عنوان کود براي زمينهاي خود استفاده مي‌کردند.

آسياب دوسنگي بيابان محمدآباد از ديگر بناهاي تاريخي است كه اين آسياب كم نظير، در عمق چهل متري زمين و در مسير قنات «قطب آباد» احداث شده است و هيچ گونه مصالح ساختماني در ساخت آن به كار نرفته است . چاههايي به عمق 40 متر، روشنايي فضاي داخلي و تهويه هوا را تأمين مي‌كنند. قدمت اين آسياب بالغ بر 150 سال است.

آب انبار كلار از ديگر جاذبه‌هاي گردشگري ميبد است كه روبروي درب ورودي كاروانسرا جاي گرفته و توازن معماري زيبايي به ساباط و سردرگاه بخشيده است. ساخت آب انبار بر اساس سنگ نوشته‌ي آن مربوط به قرن 11 هجري قمري (1070) است و به روشني همت معمار و هدف سازنده خيرخواه آن را براي بهره مندي رهگذران از آب گوارا بيان مي‌كند.

از ويژگيهاي ساختاري آب انبار كلار، استفاده سنجيده معمار از موقعيت توپوگرافي زمين در ساختن مخزن و پلكان آن است به گونه اي كه خستگان راه، تنها با چند پله اي انگشت شمار به پاشير آب انبار مي‌رسيده‌اند كه اين آب انبار هنوز هم به عنوان يك منبع آب آشاميدني قابل بهره برداري است.

کهن دژ نارین قلعه  میبد متعلق به پیش از اسلام از بناهای عظیم خشتی باستانی در ایران است. پیشینه طولانی‌اش تا آنجاست که  هویت اسطوره‌ای یافته، تا آنجا که مولف تاریخ یزد قلعه را در زمان سلیمان نبی دانسته است.  از نظر معماری نارین قلعه  سلسله ای متواتر از ساخت و سازهای مسکن و تاسیسات شهری و استحکامات دفاعی و نظامی را نشان می دهد که بارها مرمت و بازسازی شده است. تنوع سبکهای ساختمان و بقایای مواد به کار رفته و همچنین تفاوتهایی که در اندازه خشتها وجود دارد سیر تاریخی بنا را به خوبی نشان می دهد . با این حساب می توان نارین قلعه را مجموعه ای مستند از آثار دوره های مختلف تاریخی فرهنگی منطقه به شمار آورد.

با توجه به شکل زیگوراتی قلعه گمان می رود که زمانی به عنوان مرکز مذهبی و معبد مورد استفاده بوده است . توجه به برخی از قسمتها بنا همچون ابعاد برخی از خشتها نشان می دهد که می توان بنیان اولیه نارین قلعه را یک دژ مادی به حساب آورد.

قلعه هایی از این نوع هسته شهر به حساب می آمدند که معمولاً جایگاه درباریان و نظامیان و مغان بوده است. این بنا در پنج يا هفت طبقه شکل گرفته است که البته طبقات به طور مشخص از هم جدا نیستند و در واقع نوعی شکل گیری مطبق و در هم آمیخته اماکن از کف تا بام می باشد. ارتفاع قلعه 20 متر است و بخش اصلی و کهن قلعه در قسمت فوقانی مجموعه واقع است که قسمت وسیعی از شهر در چشم انداز آن قرار دارد .

دیوار اصلی قلعه روی یک پلان مدور بیضی پی افکنده اند که گرداگرد آن را خندقی عریض فرا می گرفته است که بخش عمده ای از آن هنوز باقی است.نارین قلعه بنا بر شواهد موجود و روایتها دارای نظام پیچیده رفت و آمد و زیرزمینی و ارتباط پنهانی بوده است. دهانه های تعدادی از این راهروها هنوز در جایجای قلعه پیداست.

اهمیت قلعه میبد مربوط به عهد سلاطین آل مظفر است که در عمران و آبادی میبد کوشا بودند و قلعه پناهگاه محلی آنان بود.

يخچال ميبد با قدمتي كه به پيش از دوره قاجار مي‌رسد، يكي از معدود يخچالهاي  به جاي مانده در استان يزد است . ساختمان يخچال ميبد به مانند ديگر يخچالهاي مناطق كويري از خشت و گل ساخته شده و ساختار معمار ي آن بر اساس  محاسبات بسيار سنجيده اقليم شناسي براي كاركردهاي ويژه بوده است.

بخشهاي عمده و اصلي اين بناي باشكوه و سودمند عبارتند از  ديوارهاي سايه انداز، حوض يخبند، مخزن يخچال و گنبد كه ديوارهاي شرقي و غربي و جنوبي در زمستان سايه سار سردي در محوطه شمالي يخچال فراهم مي ساخته كه در شبهاي چله با انداختن آب قنات به حوض پهناور و كم عمق آن محوطه و تكرار اين كار در شبهاي متوالي ، قطعات بزرگ يخ ساخته مي شده و پس از شكسته شدن به مخزن يخ در زير گنبد يخچال انتقال داده مي شده است. گنبد خشتي بزرگ همانند « فلاسك »يخهاي انباشته را نگه مي داشته كه براي استفاده ي كاروانيان و مردم از آن است.

آب انبار حاجي علي محمد كه جايگاه موزه سفال فعلي ميبد است با قدمتي نزديك به نيم قرن از بناهاي دوران متأخر مي باشد. ساختار اين آب انبار مانند ساير آب انبارهاي بين راهي ميبد است كه فضاي اصلي جهت استراحت، نمازخواندن و ... بر روي راه پله احداث شده است. خزينه در سمت جنوب بنا واقع شده و با دو بادگير و گنبد آجري در محدوده زمين مصلي خودنمايي مي‌كند. موقعيت ويژه اين آب انبار در مسير گردشگري ميبد از مهمترين دلايل مرمت اين آب انبارجهت احياء و تبديل به موزه سفال ميبد است.شهر باستاني ميبد يكي از كانون‌هاي كهن سكونت و زندگي در كرانه بيابان‌هاي مركزي ايران است كه در 50 كيلومتري شمال يزد در كنار بزرگراه جنوبي و شرقي كشور واقع است و راه آهن جنوب نيز از غرب آن مي‌گذرد و ارتفاع متوســط ناحيـــه 1234 متر از سطح دريا است كه آب و هوايي به اصطلاح كويري و بياباني دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)- منطقه يزد در ميبد، مورخان، پيدايش اوليه ميبد را به مربوط به دوره‌هاي بسيار دور تاريخي و بر كنار يك درياچه خشك شده كويــري به نام درياي ســــاوه  مي‌دانند. در روايت‌هاي افسانه‌اي بناي ميبد را به «كيومرث » و بناي كهندژ «نارين قلعه» را به سليمان نبي نسبت       داده‌اند.

در گزارش‌هاي تاريخ محلي، بناي مدينه ميبد را مربوط به دوره ساسانيان زمان قباد و انوشيروان دانسته‌اند. نام ميبد از واژه‌هاي پارسي ميانه و برگرفته از نام يكي از سپهبدان ساساني به نما مهبد است كه در توسعه و تحكيم بنيادهاي شهري ميبد در آن دوران سهم و نقشي مؤثر داشته است. نكته‌اي كه نشان دهنده اهميت سياسي و مدنيت ميبد در دوران ساساني است، سكه‌هاي بازمانده از دوران پورانداخت ساساني است كه در اين شهر ضرب شده است.

در آغاز دوره اسلامي، ميبد يكي از سه جايگاه يزد بود كه «مسجد آدينه» در آن برپا شد. اكثر جغرافيانويسان اين دوره، ميبد را شهري از كوره‌ي استخر فارس به شمار آورده و اين شهر را با عنوان “حصن حصين“ يعني دژ استوار ياد كرده‌اند.

اهميت تاريخي ميبد و دوران آباداني آن بيشتر مربوط به عهد آل مظفر است كه در قرن هشتم از ميان شهر برخاسته و يزد و كرمان و فارس و اصفهان را به تصرف درآورده و تشكيل حكومت داده‌اند.

در ادوار گذشته، بزرگاني چون ابوالفضل رشيدالدين ميبدي مترجم و مفسر قرآن كريم، خطيرالملك ميبدي وزير آل سلجوق، قاضي ميرحسين ميبدي حكيم و شاعر و قاضي القضات و دوره اخير، مرحوم آيت ا…العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري بنيانگذارحوزه علميه قم  از اين شهر برخاسته‌اند.

شهر ميبد از ديرباز يكي از مراكز مهم صنايع دستي شامل سفال، سراميك و زيلوبافي بوده است كه آوازه جهاني دارد.

از ديدني‌ها و جاذبه‌هاي ترايخي و گردشگري ميبد بافت تاريخي، كهندژ نارين قلعه،  شاهراه باستاني ري- كرمان، كاروانسرا، چاپارخانه، يخچال خشتي، برج كبوترخانه ، خانه سالار، كارگاه‌هاي سفالگري دستي و ماشيني، موزه زيلو، مسجد جامع ميبد، مسجد جامع فيروزآباد، مسجد جامع بفروئيه، برج محمودآباد، قلعه بارجين، قلعه مهرجرد و ... است.                                                

قلعه مهرجرد كه در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه‌هايي است كه در تمامي آبادي‌هاي منطقه ميبد وجود داشته و تنها باقيمانده اين قلعه‌ها در منطقه است. اين بنا داراي چهار برج در چهار گوشه و يك برج به عنوان درب ورودي در سمت جنوب است. خندقي كه در حال حاضر چيزي از آن باقي نمانده است چهار سمت بنا را محافظت مي كرده است‌. كليت اين بنا  سه طبقه،  با پله‌هايي كه ارتباط عمودي را ميسر مي‌ساخته است، مي‌باشد.

انواع مختلف پوشش‌هاي خشتي كه در معماري ايران وجود داشته است در اين بنا مشاهده مي گردد. قلعه مهرجرد علاوه براينكه به عنوان انبار مورد استفاده قرار مي گرفته ، مكان امني براي پناه گرفتن و نيز در دوراني از آن به عنوان مكتب استفاده مي شده است.

قلعه بارجين ديگر قلعه تاريخي اين شهرستان در يكي از آباديهاي حوزه شرقي ميبد و به همين نام واقع شده است كه  توسط اربابان زرتشتي محل بنا  گرديده است. كاربري بنا به منظور پناه گرفتن در مواقع ناامن بوده و جنس اصلي مصالح به كاررفته در بنا  از  گل و خشت مي‌باشد. بناي قلعه برروي دو طبقه ساخته شده  وداراي چهار برج  ساده در چهار گوشه و يك ورودي  در سمت شمال است كه در  بالاي سر درب ورودي اتاقي قرار دارد كه مختص ارباب قلعه بوده است.

پلان قلعه به صورت حياط مركزي است كه اتاق‌ها در اطراف حياط واقع  شده‌اند. پوشش اتاق‌هاي طبقه اول به  صورت طاق ضربي و در طبقه دوم به صورت فيل پوش مي‌باشد.  مهمترين تزئيناتي كه در بنا به كار رفته قاب بندي‌هايي است كه در جبهه  شرقي و غربي مشاهده مي‌شود.

كاروانسراي شاه عباسي ديگر بناي تاريخي ميبد كه گويا بر جايگاه كاروانسراي قديمي تري ساخته شده از جمله كاروانسراهاي سبك صفوي و يكي از كاملترين كاروانسراهاي بين راهي به شمار مي‌رود. اين كاروانسرا به شيوه معروف چهار ايواني و با آجر ساخته شده و به لحاظ برخورداري  از فضاهاي متنوع  و تجهيزات ايمني قديم و جريان هميشگي آب و جهات بهداشتي يكي از رباطهاي كم نظير منطقه بوده است .

ساختمان كاروانسرا شامل ساباطي با پوشش يزدي بندي، ايوانهاي بيروني، هشتي ورودي، حياط مركزي، حوضخانه و مهتابي و چهار  هشتي زيبا  و فضاهاي سرپوشيده‌ي سول شرقي و غربي و جمعاً  صد ايوان و اتاق و اجاق براي استفاده كاروانيان بوده است.

هم اكنون ميراث فرهنگي ميبد و كتابخانه مركز اسناد در بخشي از بنا استقرار يافته و سول يا سالن شرقي آن جايگاه موزه زيلوهاي تاريخي ميبد و سول يا سالن غربي آن نيز به عنوان رستوران سنتي و كافي شاپ به نام سفره سراي شاه عباسي مورد استفاده همگاني است.

از ديگر بناهاي تاريخي ميبد مي‌توان به برج کبوترخانه اشاره كرد كه متعلق به دوره قاجاريه است و به شماره 1691 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.

در ادوار پيش برجهای گوناگونی برای کاربردهای گوناگون در ميبد ساخته اند . اين برجها عمدتاً نقش حفاظتی و ديده بانی داشته اند . اين برجها را معمولاً به فاصله نزديکی از ديوار شهر يا بيرونه ها  در دو يا سه طبقه ساخته‌اند، به گونه ای که محوطه وسيعی از بيرون شهر را زير نظارت داشته باشد اما برج کبوترخان که در جنوب شرقی باروی قديم است، ظاهراً بر خلاف ساير برجهای شهر همچون برج عبدالوهاب، برج محله کنزيها و ... برای نگهداری کبوتران و استفاده از کود آنها ساخته شده و جنبه حفاظتی نداشته است.

اين برج داراي 4000 لانه پرنده است  برجک‌هاي بالاي برج جهت جذب پرندگان بوده و حلقه گچي دور بدنه برج براي جلوگيري از نفوذ خزندگان مانند مار به داخل برج بوده است و همچنين روي پشت بام برج کاسه‌هاي بوده که در آن آب براي استفاده پرندگان مي‌ريختند. اين برج ثابت مي‌کند که در زمانهاي قديم در اين محل زمينهاي کشاورزي وجود داشته که کشاورزان از فضولات پرندگان داخل برج به عنوان کود براي زمينهاي خود استفاده مي‌کردند.

آسياب دوسنگي بيابان محمدآباد از ديگر بناهاي تاريخي است كه اين آسياب كم نظير، در عمق چهل متري زمين و در مسير قنات «قطب آباد» احداث شده است و هيچ گونه مصالح ساختماني در ساخت آن به كار نرفته است . چاههايي به عمق 40 متر، روشنايي فضاي داخلي و تهويه هوا را تأمين مي‌كنند. قدمت اين آسياب بالغ بر 150 سال است.

آب انبار كلار از ديگر جاذبه‌هاي گردشگري ميبد است كه روبروي درب ورودي كاروانسرا جاي گرفته و توازن معماري زيبايي به ساباط و سردرگاه بخشيده است. ساخت آب انبار بر اساس سنگ نوشته‌ي آن مربوط به قرن 11 هجري قمري (1070) است و به روشني همت معمار و هدف سازنده خيرخواه آن را براي بهره مندي رهگذران از آب گوارا بيان مي‌كند.

از ويژگيهاي ساختاري آب انبار كلار، استفاده سنجيده معمار از موقعيت توپوگرافي زمين در ساختن مخزن و پلكان آن است به گونه اي كه خستگان راه، تنها با چند پله اي انگشت شمار به پاشير آب انبار مي‌رسيده‌اند كه اين آب انبار هنوز هم به عنوان يك منبع آب آشاميدني قابل بهره برداري است.

کهن دژ نارین قلعه  میبد متعلق به پیش از اسلام از بناهای عظیم خشتی باستانی در ایران است. پیشینه طولانی‌اش تا آنجاست که  هویت اسطوره‌ای یافته، تا آنجا که مولف تاریخ یزد قلعه را در زمان سلیمان نبی دانسته است.  از نظر معماری نارین قلعه  سلسله ای متواتر از ساخت و سازهای مسکن و تاسیسات شهری و استحکامات دفاعی و نظامی را نشان می دهد که بارها مرمت و بازسازی شده است. تنوع سبکهای ساختمان و بقایای مواد به کار رفته و همچنین تفاوتهایی که در اندازه خشتها وجود دارد سیر تاریخی بنا را به خوبی نشان می دهد . با این حساب می توان نارین قلعه را مجموعه ای مستند از آثار دوره های مختلف تاریخی فرهنگی منطقه به شمار آورد.

با توجه به شکل زیگوراتی قلعه گمان می رود که زمانی به عنوان مرکز مذهبی و معبد مورد استفاده بوده است . توجه به برخی از قسمتها بنا همچون ابعاد برخی از خشتها نشان می دهد که می توان بنیان اولیه نارین قلعه را یک دژ مادی به حساب آورد.

قلعه هایی از این نوع هسته شهر به حساب می آمدند که معمولاً جایگاه درباریان و نظامیان و مغان بوده است. این بنا در پنج يا هفت طبقه شکل گرفته است که البته طبقات به طور مشخص از هم جدا نیستند و در واقع نوعی شکل گیری مطبق و در هم آمیخته اماکن از کف تا بام می باشد. ارتفاع قلعه 20 متر است و بخش اصلی و کهن قلعه در قسمت فوقانی مجموعه واقع است که قسمت وسیعی از شهر در چشم انداز آن قرار دارد .

دیوار اصلی قلعه روی یک پلان مدور بیضی پی افکنده اند که گرداگرد آن را خندقی عریض فرا می گرفته است که بخش عمده ای از آن هنوز باقی است.نارین قلعه بنا بر شواهد موجود و روایتها دارای نظام پیچیده رفت و آمد و زیرزمینی و ارتباط پنهانی بوده است. دهانه های تعدادی از این راهروها هنوز در جایجای قلعه پیداست.

اهمیت قلعه میبد مربوط به عهد سلاطین آل مظفر است که در عمران و آبادی میبد کوشا بودند و قلعه پناهگاه محلی آنان بود.

يخچال ميبد با قدمتي كه به پيش از دوره قاجار مي‌رسد، يكي از معدود يخچالهاي  به جاي مانده در استان يزد است . ساختمان يخچال ميبد به مانند ديگر يخچالهاي مناطق كويري از خشت و گل ساخته شده و ساختار معمار ي آن بر اساس  محاسبات بسيار سنجيده اقليم شناسي براي كاركردهاي ويژه بوده است.

بخشهاي عمده و اصلي اين بناي باشكوه و سودمند عبارتند از  ديوارهاي سايه انداز، حوض يخبند، مخزن يخچال و گنبد كه ديوارهاي شرقي و غربي و جنوبي در زمستان سايه سار سردي در محوطه شمالي يخچال فراهم مي ساخته كه در شبهاي چله با انداختن آب قنات به حوض پهناور و كم عمق آن محوطه و تكرار اين كار در شبهاي متوالي ، قطعات بزرگ يخ ساخته مي شده و پس از شكسته شدن به مخزن يخ در زير گنبد يخچال انتقال داده مي شده است. گنبد خشتي بزرگ همانند « فلاسك »يخهاي انباشته را نگه مي داشته كه براي استفاده ي كاروانيان و مردم از آن است.

آب انبار حاجي علي محمد كه جايگاه موزه سفال فعلي ميبد است با قدمتي نزديك به نيم قرن از بناهاي دوران متأخر مي باشد. ساختار اين آب انبار مانند ساير آب انبارهاي بين راهي ميبد است كه فضاي اصلي جهت استراحت، نمازخواندن و ... بر روي راه پله احداث شده است. خزينه در سمت جنوب بنا واقع شده و با دو بادگير و گنبد آجري در محدوده زمين مصلي خودنمايي مي‌كند. موقعيت ويژه اين آب انبار در مسير گردشگري ميبد از مهمترين دلايل مرمت اين آب انبارجهت احياء و تبديل به موزه سفال ميبد است.

تابلو های انتخابی


گردن آویز هخامنشی


آرامش و گرما


خاطراتی از اهواز داغ


عکس قدیمی از زرتشتیان تهران



 

خانواده بهشتی روان ارباب کیخسرو شاهرخ

 

 

                                                بهشتی روان ارباب کیخسرو شاهرخ

موبد رستم و بهرام شهزادی

                                                        موبد رستم و بهرام شهزادی

                                                        دست خط ارباب رستم زرتشتی

منبع تمامی عکس‌ها سایت فرهنگی اشهنwww.oshihan.org  می باشد(ابراهیم دامغانی)

کاریکاتور



کاریکاتور
 
 
Caricator-radsms-02
Caricator-radsms-03
Caricator-radsms-04Caricator-radsms-05Caricator-radsms-06
Caricator-radsms-08
Caricator-radsms-09
Caricator-radsms-10Caricator-radsms-12
Caricator-radsms-13
Caricator-radsms-21Caricator-radsms-22
Caricator-radsms-23
Caricator-radsms-24
Caricator-radsms-25
Caricator-radsms-26
Caricator-radsms-27ec87ffaaed02e4035cde916f70d215ac

--

چهار آخشیج را باید محترم شمرد

چنار1200ساله مهریز اشک ریخت!
سياوش آريا :ترگرفته از امرداد
ایران این بیشه‌ي شیران، یکی از کهن‌ترین تمدن‌های گیتی است که با داشتن انبوه یادمان‌های فرهنگی و تاریخی، جنگل‌‌ها و دریاها، کوه‌ها و طبیعت زیبای خود جایگاه والا و بالایی در نزد جهانیان داشته و دارد . اين كهن‌ديار همواره شیفتگان زیادی را به سوی خود می‌کشاند تا دل در گرو مهرش سپرده و غرق در هستی و فرهنگش شوند و درباره‌اش پژوهش و جست و جو کنند. در پي اين كاوش‌ها  بیابند آن چه را نیاکان پاک‌سرشت‌مان به يادگار گذاشتند تا شاید بخشی از راه پر رمز و راز آنان را دریابند و گاه چنان عاشقانه‌ می‌جویندش که مردمان را به شگفتی وامی‌دارد(نمونه‌ي آشكار آن،بانو:مری بوییس بود که همه‌ي زندگی خود را بر روی ایران‌شناسی گذاشت تا جایی‌که در پایان زندگی گفت، من هیچ‌گاه زمانی برای ازدواج پیدانکردم!)...با همه‌ي داشته‌های اهورایی این سرزمین، شوربختانه هنوز برای خود ما ایرانیان ارزش والای این مرز پر گهر رخ ننموده است؟!...
درهنگامه‌ای که کشورهایی مانند ترکیه، تایلند، مالزی و... درصدد بدست آوردن جایگاه برتر گردشگری در جهان هستند و هر ساله می‌کوشند تا آمار ورودی گردشگری خود را افزایش دهند و با این صنعت پر درآمد تجارت و کسب و کار برای مردمان خود راه بیاندازند شوربختانه مسوولان گردشگری و فرهنگی ما تنها با آمار و ارقام غیر واقعی درپی پاک کردن صورت مساله هستند و تازه هیچ‌کدام از زیرساخت‌‌های وابسته را نیز فراهم نکرده که هیچ،همان داشته‌ها و یادمان‌های بر جا مانده را نیز بهسازی و باسازی و البته پاسداری نمی‌کنند...
از گردشگر خارجی که بگذریم، اندیشه‌ای هم برای رونق گردشگری داخلی نداریم و اگر هم هست بسیار ناچیز است. در هر شهر و روستا از این سرزمین سپند که پا بگذارید جاذبه‌های فراوان گردشگری و بازمانده‌های تاریخی و فرهنگی بی‌شماری را خواهید دید. چرا که امروزه با گذشت هزاره‌ها و سده‌ها از آن‌چه برای ما به یادگار مانده به شوند تغییرات در وضعیت جغرافیایی و غیره که بوجود آمده می‌بایست تغییر روش داده و چاره‌ای اندیشمندانه و ژرف را به‌کار بست تا بشود راه درست را پیمود و از داشته‌هایمان به بهترین گونه سود جست. یعنی همان رونق صنعت گردشگری و کار و درآمد ایجاد کردن برای ساكنان همان منطقه، شهر و روستا. تازه آن زمان است که می‌توان برای جذب گردشگر خارجی برنامه‌ریزی درازمدت انجام داد و به مرور زمان به نتیجه‌های خوب و باورنکردنی رسيد.یکی از روستاهایی که می‌شود و باید برای آن برنامه‌ریزی کرده و رونق اقتصادی و جذب گردشگری كرد، روستای تنگه چنار مهریز یزد است. شوربختانه اين روستا مورد بی‌مهری هرچه تمام قرار گرفته  و چنان ناشناخته و بی‌ارزش مانده که مردمان آن دیار پر تلاش نیز پی به اهمیت آن نبرده‌اند! چراکه درخت چنار سپند 1200 ساله‌ي این روستا هم چنان مورد بی‌مهری و دست‌اندازی و یادگاری‌نویسی قرار گرفته و کسی را به فکر فرو نبرده که با این موجود جاندار با‌ ارزش چه می‌کنیم.


درخت چنار، تنگ چنار مهریز
 

درخت چنار،تنگه چنارمهریز یزد

در استان یزد بیش از ٥٠ درخت کهنسال شناسایی شده‌اند که از گونه‌های گوناگون مانند: سرو، چنار، گردو و زبان گنجشک هستند. درختانی که هنوز هم در میان مردم سپندينه‌اند و حرمت و شکوه دارند و مردم روزهای تعطیل‌شان را در کنار آن‌ها شب می‌کنند. بیشتر درختان کهن استان یزد بین ٨٠٠ تا هزار و ٥٠٠ سال ديرينگي دارند و نمادی(سمبل)از مقاومت و پایداری مردم کویر‌نشین در برابر شرایط  نامساعد آب و هوایی هستند. شاید به همین شُوند باشد که یزدی‌ها این‌گونه به درختان کهنسال‌شان احترام می‌گذارند و آن‌ها را سپند(:مقدس) می‌دانند. چنارتنگ چنار مهریز یکی از درختان کهنسال مهریز است که در ٤٢ کیلومتری جنوب این شهر واقع شده و سن آن را از١١٠٠ تا ١٢٠٠ سال تخمین زده‌‌اند. یازدهمین یادمان ثبت شده‌ي مهریز درسیاهه‌ي(:فهرست) بازمانده‌های طبیعی ملی نیز چنار « تنگ چنار» است.

 

چرا می‌بایست زباله‌هایمان را درون حفره‌های ریشه‌اش رها کنیم؟ چرا شاخ و برگش را می‌بریم و از سایه‌اش استفاده نمی‌کنیم؟ چرا حریم پیرامونش را به بدترین وضع ممکن درآوردیم و چهره‌ي زشتی را به یادگار گذاشته‌ایم؟ سرویس بهداشتی که در پیرامونش درست کرده‌ایم در بدترین وضعیت قراردارد! مهم‌تر از همه حوضچه‌ي دایره‌یی شکل بزرگی که پشت سر درخت زیبای چنار قرار دارد به لجن‌زار تبدیل شده و بوی بدی به مشام می‌رساند؟... در صورتی‌که مي‌توان با اندیشه‌ي ژرف آن را به جایگاه بزرگی برای آسایش و تفرج‌گاه زیبایی برای مردمان منطقه ساخت که هم از زیبایی‌هایش لذت برند و هم کار و درآمدی را ایجاد کرد تا جوان آن دیار مجبور به مهاجرت به شهر نشود.


شوند نام‌گذاری(:دليل) این نام از درخت بزرگ چناری است که در آن وجود دارد و در کنار آن کاریز(:قنات) پر آبی قرار دارد. پيشه‌ي بیشتر مردم آن کشاورزی و دامداری می‌باشد. دارای دهستان‌های بسياري از جمله حسین آباد، مزرعه نو،حاجی شمس و...است.

چنار ١٢٠٠ ساله‌ای که در تنگه‌ي طبیعی مهریز یزد قرار گرفته و از دو‌سو در محاصره‌ي کوه است. این چنار تک‌پایه با ١٩ متر درازا و ٣ متر پهنا،١١ شاخه‌ي فرعی دارد. رشد این درخت به تازگی کند شده و در بخش درونی تنه آفت گونه‌اي چوب‌خوار یا موریانه ديده مي‌شود. چنارِ تنگ چنار از دیرباز جایگاهی برای آسایش و تجمع مردم در ماه‌های گرم سال بوده است و مردم برای استراحت در کنار آب جاری آن اتراق می‌کنند. در فرهنگ عامه هم ،این درخت را ارج می‌دارند و باورمندند هر هزار سال یک‌بار این چنار آتش گرفته و زنده می‌شود! و گفته شده است که ٢٠ سال پیش بخشی از این درخت آتش گرفته شده است، افسانه‌ای که هیچ پایداری ندارد. این یادمان ملی و طبیعی به شماره‌ي ١١در ٢ ارديبهشت ١٣٨٧ در سیاهه‌ي بازمانده‌های ملی جای گرفته است.
در گفت وگویی که با چندتن از جوانان و کهنسالان روستا داشتم و بررسی‌هایی که کردم متوجه شدم که هرازچند ماهی مسوولی می‌آید و برنامه‌یی را می‌ریزد و وعده وعیدی می‌دهد و می‌رود تا مسوول بعدی! و اثبات این ادعا دورچینی‌هایی است که در گستره‌ي بنای ثبتی انجام شده است. اين دورچيني ماه‌ها و حتا سالی می‌شود که رها شده و حوضچه‌ي آبی که به مرداب تغییر پیدا کرده و...در پایان ازهمه‌ي مسولان فرهنگی کشور و استان به ویژه سازمان میراث‌فرهنگی و شهرداری که کار زیباسازی شهرها وروستاها را بر دوش دارند خواستارم كه تا این موجود زنده از نفس نیفتاده چاره‌ای بیندیشند و آن را سروسامان دهند، تا هم به سود مردمان خود و هم در رونق گردشگری که شعار مسوولان است گامی برداشته شود و تنها به گونه‌ي شعار نماند.

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است

فروغ فرخزاد

درد دل با زرتشت


من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت

سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد

در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه ست این دل اشارت می کرد

که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است

گفت این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد

گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال

خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست

گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

شعر از ديوان کبير(شمس) مولانا

http://s1.picofile.com/file/7196306769/1266549891.gifhttp://alemot2.blogfa.com/