معرفی اوستا:

برای شناخت دین مزدایی ابتدا باید کتاب این دین بزرگ و تاثیرگذار را بشناسیم و بدانیم که از چه بخش ها و مطالبی تشکیل شده است.سپس تحولات این دین در قرون گذشته بررسی شود و اینکه در طول تاریخ آموزه های زرتشت(موسس دین مزدایی)دچار تغییرات شده است یا نه؟(در این تحقیق موجز قصد آن نیست که شخصیت خود زرتشت بررسی شود تنها به بررسی اجمالی کتاب اوستا(ی مقدم و متاخر)پرداخته می شود و قبل از آن زبان یا زبان های همزمان با دوره ظهور زرتشت مختصرا بررسی می شود.

ادوار تاریخی زبان های ایرانی[1]

از نظر تاریخی زبانهای ایرانی را به سه دسته عمده تقسیم می کنند:

1.زبان های دوره باستان

2.زبان های دوره میانه

 3.زبان های دوره نو

از دوران باستان آثار مکتوب به دو زبان بر جای مانده است.1.زبان اوستایی که در سرزمینی از نواحی شرق ایران بدان سخن می گفته اند و قدیم ترین آثار آن متعلق به قرن دهم ق.م است.

و دیگری زبان فارسی باستان است که زبان ناحیه فارس بوده و کتیبه های شاهان هخامنشی بدان نوشته شده است و قدیم ترین آنها از قرن پنجم ق.م و متاخرترین آن مربوط به قرن سوم ق.م است.

*از زبان های دیگر این دوران مادی و سکایی اطلاعات کمی در دست است.

زبان ها دوره میانه در فاصله ای میان حدود 300ق.م تا حدود 700م است.

زبان های این دوره را به دو گروه زبان های ایرانی میانه غربی و ایرانی میانه شرقی تقسیم می کنند.

از زبان های میانه غربی از دو زبان آثار عمده ای در دست است

1-زبان پارتی(پهلوی اشکانی)

2-فارسی میانه(پهلوی).

زبان پارتی زبان رایج دوره اشکانیان بوده است(250ق.م تا 224م)زبان فارسی میانه(پهلوی)که زبان رسمی دوران ساسانی به شمار می رفته است.

دوره نو زبان های ایرانی شامل زبان فارسی و لهجه های ایرانی فراوانی است که در ایران و خارج از ایران رایج بوده و از میان رفته اند یا آنهایی که هم اکنون بدان ها سخن می گویند.

سنت شفاهی:

درایران پیش از اسلام سنت کتابت آثار دینی و ادبی چندان معمول نبوده است تنها اسناد دولتی و سیاسی و اقتصادی را در خور نگارش می دیدند کتاب اوستا نیز قرن ها سینه به سینه حفظ می شد تا سرانجام در دوره ساسانی به کتابت درآمد و پس از آن هم موبدان(دین داران مزدایی)برای اجرای مراسم دینی به ندرت به آن مراجعه می کرده اند و می کنند چنانچه در دینکرد آمده است:

"به دلائل بسیار،منطقی است که سخن شفاهی زنده را از صورت مکتوب مهم تر بدانیم"(دینکرد،ص445)

ادبیات فارسی باستان

فارسی باستان که نیای فارسی امروز ماست زبانی بوده است که در دوره هخامنشیان(559ق.م تا 330ق.م)در پارس بدان تکلم می شده و آثار مکتوب آنها به خط میخی است(کتیبه ها)اما زبان دیوانی شاهنشاهی آرامی بوده است که دبیران آرامی دان گفته های شاهان را که به فارسی باستان بوده است به زبان آرامی می نوشته اند.

ادبیات اوستایی

کتاب دینی مزداییان اوستا نام دارد به این جهت زبانی را که این کتاب با آن نوشته شده است را اوستایی گویند.

جز کتاب اوستا و وابستگانش هیچ اثر دیگری به این زبان در دست نیست.

وقتی واژه اوستا در متون اوستایی نیامده است تنها در دوره ساسانی و در کتاب های پهلوی به کلمه ابستاگ و در عربی ابستا و در فارسی اوستا برمی خوریم بنابر نظر بارتولوفه معنی احتمالی اوستا« ستایش» و بنابر نظر آندژه آس به معنی«اصل» یا «متن اصلی» است و برخی نیز از ریشه «وید»(=وِدَه)به معنای معرفت، بینش گرفته اند.

اوستایی زبانی متعلق به شرق ایران است.امروزه بیشتر معتقدند که مربوط به آسیای میانه(احتمالاً خوارزم)تعلق داشته و منظور از ایرانویح در اوستا همین ناحیه بوده است.هرچند برخی سیستان،شمال خراسان(مرو-بلخ)را نیز پیشنهاد کرده اند.درباره زمان زرتشت به یقیننمیتوان سخن گفت؛بیشتر دانشمندان معتقدند که تاریخ او

 1200تا 1100ق.م بوده است این بدان معناست که وی در زمانی زندگی می کرده که ایران از عصر حجر بیرون می آمده لذا باید وی را یکی از نخستین بنیانگذاران دین های بزرگ جهان دانست.[2]

در این زمان سلسله ای به اسم کَوی(یاکی که جمع آن کیان به زبان پهلوی)بر «ایرانویج»فرمانروایی می کرده که آخرین آن وِشتاسپَه(=گشتاسب) نام داشته است.[البته راه دیگری برای یافتن زمان زرتشت هست و آن پیدا کردن طمان نگارش گاثاها است که در این مجال نمیگنجد]زرتشت در زمان او ظهور کرد و دین خود را بر او عرضه داشت و پیام او مورد توجه و قبول این شاه محلی قرار گرفت.همه اوستا از نظر زبانی یک دست نیست بعضی قسمت های آن دارای سبکی کهنه تر است که با قواعد دستوری صحیح اوستا بیشتر مطابق است و در برخی بخش ها قواعد دستوری چندان مراعات نشده است.

علت تفاوت زبانی میانمتون اوستایی 1-قدمت برخی از آثار بیشتر از دسته های دیگر است2-شاید اختلاف لهجه میان این دو دسته آثار وجود داشته است.

اوستایی که اکنون در دست است تنها یک چهارم کتابی است که در دوره ساسانی وجود داشته است.چنین نظری مبتنی بر مقایسه ای است میان خلاصه ای از اوستا ساسانی به پهلوی که در کتاب هشتم دینکرد آمده با آنچه اکنون وجود دارد.

بخش های اوستا(براساس متونی که در مراسم دینی و عبادی استفاده می شود):

1-یَسن ها2-ویسپَرَد3-وَندیداد4-یَشت ها5-خرده اوستا

تقسیم بندی متون اوستایی براساس قدمت زبانی:1-متون گاهانی2-متون اوستایی متاخر

متون گاهانی:شامل الف-گاهان(گات ها و گاثاها به معنی سرودها)ب-یَسن های هَپتَنگهایتی(یَسن های هفت تایی)ج-چهار دعای مذکور در یَسن27 (و 54)

الف-گاهان:جمع گاه(در اوستا به معنی سرود)قدیمی ترین بخش اوستا و کهن ترین اثر ادبی ایرانی است.سراینده این سرودها(که به نظم است البته نظم هجایی نه نظم امروزی)خود زرتشت است.

گاهان مشتمل بر 17 سرود است که امروزه در یَسن ها جای داردو یسن های 28تا 34-43تا 51 و 53را تشکیل می- دهند.این سرودها نه تنها از نظر ادبی بلکه از جهت در برداشتن تفکرات وعقاید اصلی زرتشت اهمیت به سزایی دارددر گاهان خدای مطلق اهورَه مزدا است و جلوه های خاص او اَمشا سپندان اند،در مقابل روح مخرب یا اهرمن قرار دارد.

بنابر مشکلاتی که وجود دارد متاسفانه نمیتوانیم اطمینان پیدا کنیم که آنچه را زردشت بیان کرده خوب دریافته- ایم.ترجمه گاهان به زبان پهلوی وجود دارد که در مواردی به فهم بهتر گاهان کمک می کند.

از نظر ساختار،شعر گاهانی شباهتی به اشعار ودایی(در هند)دارد.گاهان را پنج بخش تقسیم کرده اند.

بخش های گاهان:

(هر بخش دارای قصولی بنام "هات"(پهلوی) یا "ها" (فارسی) می باشد)نامهای این پنج گاهان از اولین کلمات هر بخش گرفته شده است.

1-اَهُونَوَد(یسن28تا34)2-اُشتَوَد(یسن43تا46)3-سپَنتمَد(یسن47تا50)4-وُهوُخشَتر(یسن51)5-و هیشتوایشت(یسن53)

ب-هَپتَنگ هایتی که یسن 35 تا 41 را تشکیل می دهد و به نثر می باشد و پس از گاهان قدیمی ترین بخش اوستا است.

ج-چهار دعای مهم1-یَثا-اَهو-وَئیریو(اَهُونَوَر)2-اَشِم وُهُو3-یَینگَ هاتام4-ائیر یامَه اَئیشیو اینها نیز جزء اوستای گاهانی یا متقدّم می باشند.

اوستای متاخر

اوستای متاخر شامل قسمتی از یَسن ها،ویسپَرَد،خرده اوستا،یشت ها،وندیداد، وشتاسب یَشمت و ...است و پنج ششم اوستا را تشکیل می دهند.در این بخش ها با دین زرتشتی متاخر روبرو هستیم.پس از زردشت بسیاری از عقاید قدیم ایرانی وهند-ایرانی که در نیایش ها وآیین های قدیم منعکس بود همراه با اسطوره ها و افسانه های این خدایان با عقاید این پیامبر درآمیخت و از آن متون اوستایی متاخر حاصل شد.مغان آداب خاصی را وارد دین زرتشت کردند که به این دین بیش از بعد اخلاقی ویژگی آیینی و سحرآمیزی می داد بخش های متاخر بیش تر از طلسم ها و وردها سخن می گوید(عجیب نیست که کتابهای متاخر متون زرتشتی بیشتر به موضوعات مربوط به نحوه دفع شر کردن و نحوه حصول پاکی پرداخته اند.)[3]

عدم ذکر نام خدایان قدیم هند و ایرانی و آیین های پرستش آنان در گاهان دلیل قطعی برای مخالفت زردشت با این افکار نیست زردشت در گاهان بر آن است که اصول عقاید و نوآوری های خود را بیان کند و آنچه در مد نظر داشته احتمالا تغییر طرز اندیشه مردم نسبت به عالم الوهیت است نه خاصةً دخالت در آیین پرستش خدایان جز مواردی که پسند او نبوده است مانند قربانی ها در نظر او اهوره فردا بهترین خداست خدایانی که زردشت آنان را طرد کرده است دَیوَه ها(دیوان)هستند که دسته ای از خدایان هند و ایرانی به شمار می روند پرستش اینان هرگز جایی در آیین زردشتی پیدا کرد و دیوان به حد قوای شیاطین و اهریمن نزول کردند.اوستای متاخر هم چنین شامل دعاها و اذکاری است که پس از زردشت تالیف شده است.درباره تاریخ تدوین اوستای ماخر نمی توان به قطعیت سخن گفت احتمالا قدیم ترین بخش های آن یعنی یَشت های کهن به صورت امروزی در قرن نهم ق.م یعنی یک قرن پس از گاهان تالیف شده است.

1یَسن ها:

یَسن به معنی پرستش و از نظر لغوی با جشن و ایزد فارسی هم ریشه است همانطور که قبلا گفته شد گاهان و یَسن- های هفت تایی در میان یَسن ها قرار دارند.بنابراین با محاسبه این بخش ها تعداد یَسن ها 72تا است و اگر این بخش های قدیم تر را جداگانه به شمار آوردیم تعداد 38تا است.همه یسن ها را دو روحانی با عنوان «زَوت» و «راسپی»

در مراسم دینی یَسنا(یَزِش)می خوانند.

ویسپَرَد:به معنی همه ردان(سروران)و شباهت تامّی به یَسن ها دارد و مطالب آن از این متون گرفته شده و مکمل آنهاست.ویسپَرَد همراه با یسن ها و خصوصاً در مراسم دینی نوروزخوانده می شود و شامل 24کرده (بخش) می باشد.

خرده اوستا:مجموعه ای از دعاهای کوتاه خاص مردم عادی زردشتی که آنها را در موقعیت های خاص می خوانند در برابر دعاهایی که خواندن آنها در مراسم دینی خاص روحانیون است.

نام این کتاب فقط به صورت پهلوی آمده و تدوین خرده اوستا به آذر بادمَهرَسپندان موبدان موبد زمال شاپور دوم ساسانی(309 تا 379م)نسبت داده شده است.

مهم ترین بخش های خرده اوستا عبارتند از 1-نیایش 2-گاه 3-سی روزه 4-آفرینگان

یَشت ها:از نظر لغوی هم ریشه با کلمه یَسن است و معنی آن «پرستش و نیایش» است.یَشت ها سروده هایی هستند که عموماً به ستایش خدایان قدیم ایرانی مانند مهر،ناهید و ... اختصاص دارند.

21یشت در دست است.همه یشت ها از نظر قدمت یکسان نیستند نام بعضی از یشت ها با مضمون آنها مطابقت ندارد(مانند زامیاد یشت(زم=زمین)که درباره فَرّه کیانی است)

یشت های بزرگ از نظر محتوا دارای ساختمانی خاص هستند توصیف،مدح و ستایش و به یاری خواندن ایزدی که یشت بدو اختصاص دارد برخی یشت ها در دوره هخامنشی تدوین نهایی یافته اند مانند آبان یشت که اعتقادات پیش از زردشت را با عقاید زردشت در آمیخته است.[4]

مهر یشت قدیمی ترین یشت است و فروردین یشت مفصل ترین یشت استکه در ستایش فرَوَ هَرها(یا فروشی یا ارواح نگهبان آدمی)می باشد.

وندیداد:که صورت قدیم تر آن ویدیو داد به معنی کسی که قانونش دوری از دیوان است.در هنگام تدوین و تقسیم اوستا به نسک ها این بخش از این کتاب را که درباره آیین پاکی و دوری از پلیدی دیوان است به این نام خواندند و تنها نسک اوستای دوره ساسانی است که به صورت کامل به دست ما رسیده است ونوزدهمین نسک به شمار می رفته است.وندیداد مجموع قوانین طهارتی و گناهان و تاوان آنها ست که به صورت سوال و جواب تدوین شده و دارای22 فَرگرد(فصل)است به منظور سندیت بخشیدن به مطالبی که الزاماً عقاید شخص زرتشت نیست.سوالات از زبان زردشتی مطرح شده و اوهورا مزدا پاسخ گفته است.

تالیف وندیداد را معمولاً به دوره پس از هخامنشیان نسبت می دهند گرچه مطالبش بسیار کهنه تر از زمان زردشت است.

هیر بدستان و نیرنگستان:هیر بدستان مربوط به تحصیلات هیر بدو تکالیف آنها است ونیرنگستان شرح قوانینآیین های دینی است و در آن از هوم،درون و بَرسم سخن رفته است.

هادخت نسک:مربوط به اهمیت دعای «اَشِم وُهو»و سرنوشت روان پس از مرگ است.

اَوگِمَدَیچا:موضوع اصلی آن مرگ است و احتمالا دعایی بودهکه پس از آفرینگان به یاد شخص درگذشته می خوانده اند.

ویثا نَسک:مجموعه کوچکی که اتفاقی از وندیداد انتخاب شده است و بخش عمده این رساله به مسئله زِنا و ارث اختصاص دارد.

خلاصه ونتیجه گیری

1-کتاب اوستا تا مدتها سینه به سینه حفظ می شده است.

2-احتمالاً در دوره اشکانی یا اوایل دوره ساسانی کوشش شد که آن را به خطی از خطوط مشتق از آرامی بنویسند.

3-ضبط اوستا به خطی از این گونه رضایت بخش نبود و بنابراین خطی را اختراع کردند که دارای 58حرف است.

4-اوستا را با اینخط جدید که در پهلوی دین دبیریَه به معنی خط دین و در کتاب های عربی به صورت دین دبیره ضبط شده است، نوشتند.

5-زمان دقیق اختراع این خط مشخص نیست اما از فعالیت دو شاه ساسانی سخن گفته شده است بنام های شاپور سوم و انوشیروان میتوان احتمال داد این کتاب در قرن 4م. به کتابت درآمده و در قرن6م. تدوین نهایی یافته است.

6-موبدان پس از به کتابت درآمدن اوستا باز هم آن راحفظ می کردند و از برمی خواندند.

7-اوستای زمان ساسانی به صورت 3بخش(کتاب)بزرگ تدوین شده بود که هر یک شامل هفت نَسک(به پهلوی)بود.

8-نام این سه کتاب و 21 نسک اوستای ساسانی به زبان پهلوی با خلاصه ای از آنها در کتاب هشتم دینکرد آمده است.

9-آن سه کتاب عبارتند 1-گاهانیک(مشتمل بر گاهان و تفاسیر آن)2-هادِگ ها نسَریگ مشتمل بر ادعیه مراسم دینی 3-دادیگ(مشتمل بر متون فقهی)

10-از میان 21نسک عهد ساسانی،تنها وندیداد(نسک5دادیگ)به صورت کامل در دست است.

 فهرست منابع

1-اسطوره زندگی زردشت،آموزگار،ژاله و تفضلی،احمد،چ2-1372-سخن

2-اوستا(کهن ترین سرودهای ایرانیان)،پژوهش جلیل دولتخواه چاپ 15-1389-مروارید

3-ایران در زمان ساسانیان،کریستین سن،آرتور/رشید یاسمی چاپ2-1332

4-تاریخ اجمالی ادیان جهان؛جلالی مقدم،مسعود/چاپ1-سخن-1387

5-تاریخ ادبی ایران،براون،ادوارد،ج1،علی پاشا صالح1333-مروارید

6-تاریخ ادبیات ایران وپیش از اسلام؛آموزگار،ژاله و تفضلی،احمد چاپ 2-1377-سخن

7-تجربه دینی بشر؛نینیان اسمارت،مترجم مرتضی گودرزی-1389-جلد اول-سمت

8-زبان پهلوی،ادبیات و دستور آن،تفضلی،احمد و آموزگار،ژاله،چاپ2-1375-سخن

9-کرانه های هستی انسان در پنج افق مقدس،جلالی مقدم،مسعود،چاپ اول1384-امیرکبیر

10-کیانیان،کریستن سن،آرتور مترجم ذبیح اله صفا-1336-تهران

11.Henning,W.B.Zoroustar-pp.45-6

 

 

 



.[1]تفضلی و آموزگار/تاریخ ادبیات ایران و پیش از اسلام

.[2]تاریخ اجمالی ادیان جهان/جلالی مقدم،مسعود ص200

.[3]تجربه دینی بشر،نینیان اسمارت؛مرتضی گودرزی ص407 جلد1

.[4]کیانیان،کریستن سن

http://adyanshenasi.blogfa.com