۱۰۱ نام خداوند
۱-ايزد: سزاوار ستايش
۲-هَرْوِسپ توان: توانا بر همه چيز
۳-هَرْوِسپ آگاه: دانا و آگاه به همه چيز
۴-هَرْوسپ خدا: خداوند همه
۵-اَبَدَه: بی آغاز
۶-اَبی انجام: بی آغاز
۷-بُنِشْت: بُن آفرينش
۸-فراخ تَنْهَهْ: همه را انجام از اوست
۹-جِمَغْ: از همه بزرگ تر
۱۰ـفَرْجَه تَرَه: از همه برتر
۱۱-تام اَفيج:پاکترين
۱۲-اَبَرَهْ وَند:از همه بالاتر و از برون نيست
۱۳-پرْوَنْدا: با همه پيوند دارد
۱۴-اَن اَياپه: اوست ناياب،در نيافتنی
۱۵-هَمْ اَياپه: اوست همه ياب
۱۶-آدَرُ: راست ترين
۱۷-اَچِم:بی علت
۱۸-گيرا: دست گير
۱۹-چَمْنا: مسبب الاسباب
۲۰-سَپِنتا: افزونی کننده، پيشرفت دهنده
۲۱ـاَفزا: افزاينده
۲۲-ناشا:عادل،دادگر
۲۳ـپَروَرا:پرورنده
۲۴-پانه:پاسبان
۲۵-آئين آئينه: از ذات خود نگردد
۲۶-اَن آئينه: بدون شکل و چهره
۲۷-خْرَاُشيدتوم: بی نيازترين
۲۸-مينوتوم: ناپيدا، کسی که او را نتوان ديدن
۲۹-واسْنا: همه جا هست
۳۰-هَرْوِسپْ توم: والا، وجود مطلق
۳۱-هوسْ پاس: سزاوار سپاس
۳۲-هَميد: اميد همه به اوست
۳۳-هَرنيک فره: هر فر نيکی اوست
۳۴-بيش تَرنا:رنج زدا
۳۵-تَروبيش: بدی زدا
۳۶-اَنوشک: جاودانی
۳۷-فَرَشْکْ:مردا دهنده
۳۸-پژوهَدْهه: پژوهيدنی
۳۹-خْواپَر:فروغمند
۴۰-اَوَخْشيا:بخشاينده
۴۱-اَوَرْزا:برتری دهنده
۴۲-اَسِتو: ستوده نشونده
۴۳-رَخو: بی نياز
۴۴-وَرون: رهاننده
۴۵ـ اَفريفَه: فريب نخورنده
۴۶-اَوِفْريپ تَه: فريب ندهنده
۴۷-اَدَوای: يکتا
۴۸- کام رَدْ: کامروا
۴۹- فرمان کام: به ميل خود فرمان دهنده، خود کام
۵۰-اَيِخْتَن: بی انباز و بی شريک
۵۱-اَفَرْموش: فراموش نکننده
۵۲-هَمارْنا: شمار کننده
۵۳- شْنايا: قدردان،شناسا به همه چيز
۵۴-اَتَرْس: بی ترس
۵۵-اَبيش: بی رنج
۵۶-اَفْرازدوم: سرافرازترين
۵۷-هَم چون: هميشه يکسان
۵۸- مينو سْتيگَرْ: آفريننده جهان مينوی
۵۹- اَمينوگر: آفريننده جهان مادی
۶۰-مينو نَهَب: روح مجرد
۶۱-آذَربادْگَرْ: سازنده آتش از هوا
۶۲-آذَر نَمْگَر: سازنده آب از آتش
۶۳-باد آذَرگَر: سازنده آتش از هوا
۶۴- باد نَمْگَر: سازنده آب از هوا
۶۵-باد گِل گرْ: سازنده خاک از هوا
۶۶-باد گَر توم: سازنده هوا و زمين
۶۷-آذر کبريت توم: افروزنده آتش ها
۶۸-بادگر جای: سازنده باد
۶۹-آب توم: سازنده آب
۷۰-گِل آذرگَر: سازنده آتش از خاک
۷۱- گِل دات گَر: سازنده هوا از خاک
۷۲-گِل نِمگَرْ: سازنده آب از خاک
۷۳-گَرگَر: سازنده سازندگان
۷۴-گَراُگَر: سازنده اميال
۷۵-گَرآگَر: سازنده انسان
۷۶- اَگرْآگر: آفريننده عناصر اربعه
۷۷-گَرآگرگَر: افريننده ستارگان
۷۹-اَگُمان: بی گمان
۸۰-اَزمان: بی زمان
۸۱-اَخْوان: بی خواب
۸۲-آمُشْت هوشيار: هميشه هوشيار
۸۳-پَشوتَنا: نگاهدار تن
۸۴-پَدَمانی: پپماندار، دادگستر
۸۵-خداوند: خداوند
۸۶-فيروزگر: پيروزمند
۸۷-اَوْرْمَزْد: هستی بخش توانا
۸۸-اَبَرين کُهن تَوان: آفريدگار پرتوان
۸۹-اَبَرين نُو تَوان: توانا به برانگيزاندن مخلوقات
۹۰-وَسْپان: خداوند جهان، فرياد رس
۹۱-وَسْپارْ: بخشنده، نگهبان جهان
۹۲-اَهو: کار نيک کننده
۹۳- خْواوَر: آفريدگار
۹۴- اَوَخْشيدار: بخشنده، هميشه بيدار
۹۵- دادار: آفريدگار، خداوند
۹۶-رايومنَد: درخشنده
۹۷-خَرِهْ مَند: باشکوه
۹۸-داوَر: داور
۹۹-کِرْفَه گر: نيکوکار
۱۰۰-بوختار: نجات دهنده، رهاننده
۱۰۱- فَرْشوگر: رستاخيز کننده
دلبران را دل اسیـــر بی دلان