گات ها(زبان وزمان)
گات ها
بهترین نیکی به دانشمندی برساد
که پیام راستین مرا،
پیامی که از روی آیین راستی
به رسایی و جاودانی، به کمال بی زوال می رساند
به مردم برساند و بیاموزاند،
برای چنین کسی شهریاری خدای دانا
در پرتو منش نیک گسترش پیدا خواهد کرد .
بند سوم از سرود هشتم. برگردان دکتر علی اکبر جعفری
گات ها کهن ترین و والاترین بخش اوستا هستندکه در میان یسنا جاداده شده اند.
واژه « گات ها » از سوی بیشترین گات ها شناسانِ جهان به چم (سرودها ) گزارش گردیده است.
زبان گات هایی یکی از زبانهای کهن هند و اروپایی و از خویشاوندان نزدیک زبان سانسکریت است، شوند اینکه آن را زبان گاتهایی می نامیم این است که بجز گاتها بن مایه ی دیگری از این زبان بدست ما نرسیده است .
این واژه در زبان پهلوی به پیکر« گاس» یا « گاه » درآمده که همدایش یا همکردآن می شود « گاسان» یا «گاهان» ولی امروزه بیشتر به همان پیکر « گاتها» شناخته شده و بکار می رود. در زبان سانسکریت نیز این واژه گاثا می باشد. در نامه های بسیار کهن دینهای برهمنی و بودایی«گاتا» به سروده ای گفته می شود که در میان سخنان ناسروده یا نثر جا گرفته باشد. گاثای اوستا نیز چنین بوده از همین رو «گاتها» نامیده شده اند.
از کُهن ترین روزگاران تا به امروز، ایرانیان گاتها را سروده هایِ فرخنده یِ زرتشت دانسته و ارجی والا گذاشته اند .
در اوستای روزگار ساسانی گات ها در سر نخستین نسک گاسانیک که ستوت یشت Stot yasht نامیده می شد جای داشت.
در یسنای 57 آمده است:
«ما می ستاییم فرخنده سروش را، کسی که نخستین بار پنج گاتهای زرتشت سپنتمان مقدس را بسرود.» .
گات ها رویهم رفته هفده (هائیتی) یا بخش است که رویهم رفته 238 بند و 6000 واژه را در بر می گیرند . اینها کُهن ترین سرودهایی هستند که از روزگاران دور برای ما بیادگار مانده اند .
گاتها از دیدگاه زبانشناسی و شیوه ی جهان بینی و هستی شناسی با دیگر بخشهای اوستا ناهمسانی بسیار دارند، چه بسا واژه هایی که در گاتها آمده و در دیگر بخشهای اوستا نیامده و همانند آنها را تنها در کهن ترین نامه های دینی برهمنان می توان پیدا کرد.
گاتها در روزگاری کُهن بخشی از نامه ی بسیار بزرگی بوده اند که هرمیپوس تاریخ نگار یونانی از آن یاد کرده است، این نامه در یورش اسکندر گجستک از میان رفت.
گاتها دارای پنج سرود است
هریک از این پنج بخش بنام نخستین واژه ی بند نخست آن سرود بترتیب زیر نامگذاری گردیده است:
1 – اهنود گات این گات که سرود نیایش یزدان است رویهم رفته دارای هفت سرود و یک سد بند است: از یسن 27 تا یسن 34 .
2- اشتود گات یا اُشتَوئیتی گاثا که سرود خود شناسی است از چهار سرود و 66 بند فراهم گردیده، از یسن 43 تا 46 .
3- سپنتمد گات (سپنتامئینو گاثا ) خردِ افزاینده - چهار سرود و 41 بند دارد از یسن 47 تا 50.
4 – وهوخشتر گات که سرود شهریاری نیک است تنها یک سرود و بیست و دو بند دارد. یسن 51
5 – وهشتوایشت گات ( وهیشتو ایشتی گاثا) یا بهترین آرزو. یک سرود و 9 بند دارد. یسن 53
در سرآغاز اهنود گات یک بند افزوده هست که بسیاری از گاتها شناسان آن را از خود زرتشت نمی دانند.
هر یک از این سرودهای پنجگانه دارای یک یا چند « هائیتی haiti » یا بزبان پهلوی « هات» است که در پارسی امروز (فصل) ویا بخش یا بند می گوییم.
یسن 35 تا یسن 41 را که « هَپتَ هاتی hapta haiti » یا هفت هات می گویند .
زبانی که گاتها به آن به نگارش در آمده بود چندین سده پس از زرتشت اندک اندک جای خود را به گویشهای دیگر سپرد و در فراموشخانه ی تاریخ جا گرفت ولی سرودهای زرتشت در یادها ماندند و سینه به سینه از زادمانی به زادمان دیگر رسیدند و سرانجام اوستای نوین آنها را در دل خود جا داده و به ما رسانید.
نزدیک به دویست سال پیش اوستای دوره ی ساسانی نگاه برخی از دانش پژوهان اروپایی را بسوی خود کشانید و کارِ بررسیهای ژرف در اوستا آغاز گردید.
یکی از نخستین راهیان اوستا شناسی در جهان امروز آنکتیل دو پرون Anqutill Duperron فرانسوی بود. او در سال 1754 زمانی که بیست ساله و دانشجوی زبانهای خاوری بود به برگهایی از رونوشت وندیداد دست یافت و چنان برانگیخته شد که سرانجام بنام یک سرباز به خدمت کمپانی هند شرقی درآمد و راهی هندوستان گردید. در آنجا در خدمت موبد داراب کرمانی و موبد جاماسب، زبان اوستایی آموخت و با نوشتارهای ارزشمند خود راه را بر دیگر پژوهندگان اروپایی هموار ساخت.
از دیگر کوشندگانی که در زمینه ی اوستا شناسی نامهای بزرگ از خود برجای گذاشته اند باید از: ویلیام جونز - امانوئل راسک – اوگن بورنوف – شپیگل – جیمز دارمستتر - مارتین هوگ – وست – تارا پووالا – دوشن گیمن و بس بسیاران دیگر نام برد. استاد دکتر آبتین ساسانفر استاد پیشین دانشگاه ملی، گزارش بسیار رسایی در پیشگفتار «گاتاها» برگردان هفت هات چاپ انتشارات بهجت آورده است، کسانی که خواهان دانستن چگونگی کار و کوشش این پژوهشگران هستند می توانند به آن دفتر پر بها نگاه کنند.
در اینجا بد نیست که با دیدگاه چند تن از اوستا شناسان نامی جهان در باره ی گاتها آشنا شویم.
نیبرگ که از اوستا شناسان نامی است می نویسد:
« ...اگر سر آن داشته باشیم که گاتها را بخوانیم یکسره به جهان دیگری جز آنچه در مهر یشت هست در می آییم . همه چیز در اینجا کهن تر و ناپیداتر از آنجا است . دورنمای جغرافیایی در این متنهای دینی که همه چیز در آنهاپیرامون مرکز دین می گردد در میان نیست.
زبان گاتها بسی باستانی تر و سبک آن از آن گونه دیگر است. در اینجا ما با شعر یکدست آریایی باستان سروکارداریم. شعری که از نظر فنی به «ریگ ودا» نزدیگ می شود و فرگشت دور و درازی را پشت سر گذاشته است. گاتها در یک شکل و قالب منظوم ِ استوار و یک زبان هنری است با بافت واژه های هنرمندانه و قواعدی معین، همین نکته کار ما را که از قالب به محتوا رسیدن است دشوار می کند...» .
استاد دکترعلی اکبر جعفری در نامه ی ارجمندی بنام «ستوت یسن» می نویسد:
« .. گاتها معجزه وار دست نخورده و بی کم و کاست مانده و بما رسیده و این دو انگیزه داشته: یکی به نظم بودن آن زیرا هم شعر را می توان به آسانی از بر کرد و هم کمتر می توان در آن دست برد و دوم آنکه هر خواننده و نویسنده ایمان و باوری بی مانند و ارج بس بزرگی به این کلام الهی و سخنان الهامی داشته است و بخود اجازه ی تحریف ولو آنکه برای تشریح باشد نداده در اینجا از یکسوی باید به خدای مهربان و نگهبان همه سپاس را گزارد که پیامی را که زرتشت رساند به درستی از آغاز تا انجام از هر گزندی نیک نگاه داشته و از سوی دیگر باز بر همه ی موبدان آفرین خواند که طی هزاران سال آن را چنان به لهجه ی شیرین اشو زرتشت حفظ کرده اند در جایی که در بقیه بخشهای اوستا تحریف ها و دستبردها و افتادگیها رخ داده است».
استاد دکتر آبتین ساسانفر در سرآغاز گرامی نامه ی گاتاها « برگردان هفت هات نخستین» می نویسد:
« گاتاها سروده ی های زرتشت ، یکی از کهن ترین نوشته هایی است که در جهان بر جای مانده است. اگر کسانی به معجزه و کارهای بیرون از توان انسانی باورد داشته باشند، پایدار ماندن گاتاها پس از گذشت آن همه رویدادهای ویران کننده، خود بزگترین معجزه است. پیشینه ی شناسایی با این گنجینه ی دانش فلسفی و اخلاقی برای جهان غرب فقط به دویست سال پیش می رسد. زمان زرتشت را از 600 تا نه هزار سال پیش از میلاد روایت کرده اند، در حالیکه بر اساس بررسی های استاد بهروز، اشو زرتشت 1768 سال پیش از میلاد به جهان آمده و در سن هفتاد و هفت سالگی جهان را بدرود گفته است و گو اینکه دانش اوستا شناسی در دو سده گذشته با بدست آمدن اسناد و کشفیات جدید پیشرفت کرده است ولی نباید انتظار داشت از راه بررسی دانشمندان غربی که هر کدام به نوبه ی خود دارای تعصبات مذهبی و ملی هستند، گاتاها و اندیشه های فلسفی زرتشت را بتوان شناسایی کرد . نظریات هر یک از زبانشناسان و دانشمندانی که خواسته اند در زمینه ی اوستا شناسی تئوری و عقیده ای ارائه کنند گو اینکه از سوی گروه زیادی هم استقبال شده باشد پس از مدت کوتاهی از ارزش افتاده و اعتبار خود را از دست داده است و در زمان حاضر نیز تمام تئوری ها و نظریاتی که از سوی زبانشناسان غربی اظهار می شود چون نمی خواهند به اصول خداشناسی ( تئولوژی ) و ریشه های فلسفی اندیشه های زرتشت توجه کنند، بیشتر نظراتشان بر پایه ی حدس و گمان استوار است و نشان دهنده عظمت اندیشه های اشو زرتشت نیست. این وظیفه ایرانیان است که در راه شناخت هویت خود بکوشند تا فرهنگ بزرگ ملی بشکل درست و با تمام ویژگی های خود ارائه شود.
به شناسایی زرتشت و ریشه ی اندیشه های ایرانی نباید فقط جنبه دینی داد چون بلافاصله چنین برداشت می شود که این فعالیت نوعی فعالیت دینی است و در نتیجه ایجاد کشمکش و در گیریهای مذهبی خواهد کرد. در حالیکه زرتشت بیش از هر چیز یک دانشمند، فیلسوف و حکیم است و اندک خرافات مذهبی در سراسر گاتاها بچشم نمی خورد و از اوستا تنها چیزی که به زرتشت و دین زرتشتی تعلق دارد همان گاتاها است. در زمانی که دولتهای ایرانی نیمی از جهان را زیر قدرت و نفوذ اداری خود داشتند و به آسانی میسر بود دین خود را رواج دهند از این کار پرهیز می کردند. تحمیل دین و عقیده یک اندیشه ی غیر ایرانی است. از سوی دیگر اصول فکری و فلسفی گاتاها اصولی کلی و جهانی است که هر کس در هر زمان می تواند حقیقت آن را در یابد، اگر خواست آنرا بپذیرد، اگر نخواست نپذیرد، مانند یک ایدئولوژی و اندیشه ی فلسفی، آزاد اندیشی و گزینش راه و روش به پیروی از خرد یکی از آموزشهای اصلی دین زرتشت است و به این اصول فلسفی و اجتماعی که بیش از سه هزار و هفتصد سال پیش آموزش داده شده هنوز گروه زیادی از انسانها ی پیشرفته پای بندند . (تمام).
گاتها در بردارنده ی همه ی سخنان و آموزه هایی هستند که ما بنام دین زرتشت می شناسیم و از راه آنها است که می توانیم به هستی شناسی زرتشت راه پیدا کنیم و پیام ورجاوند او را بشناسیم.
زرتشت سخنانی گفت و سرود که پیش از او هیچکس نگفته و نسروده بود، چنانچه خود در بند سوم سرود بیست و هشتم یسنا می گوید:
ای راستی و ای منش نیک،
و ای مزدا اهورا،
من برای شما می سرایم،
با سرودی که پیش از این کس نسروده است.
تا توانایی مینوی و پارسایی،
در ما فزونی گیرد.
از زمان زرتشت تا به امروز سخنسرایان بیشمار پا به میدانِ هستی گذاشته و با سرودن ترانه ها و چکامه ها و شاهنامه ها و رزمنامه های شورانگیز بزبانهای گوناگون، گلستان ادب جهان را پر رنگ و بو کردند، ولی هیچ سخنسرایی تا کنون نتوانسته بر زرتشت پیشی گیرد و سخنی فرا تر از سه شالوده ی بنیادین: « اندیشه ی نیک » – « گفتار نیک » – و « کردار نیک» او بسراید.
اگر نیک بنگریم بروشنی دیده خواهد شد که تنها آن بخش از ادب جهانی جاودانه مانده است که خمیر مایه اش از این سه پرتو خداوندی بهره گرفته باشد.
جاودانگی « شاهنامه ی فردوسی» تنها برای این نیست که به پارسی سره سروده شده و در آن از بالایشهای ملی ایرانی سخن بمیان آمده است، جاودانگی شاهنامه برای این است که سه گوهر اندیشه و گفتار و کردار نیک همانند خیزابه های دل انگیز یکی پس از دیگری سر بر می آورند و چشم انداز خواننده و شنونده را شور زندگی می بخشند. هر سروده و چکامه ای که از این سه گوهر خداوندی بی بهره باشد، پس از اندک زمانی در خاکروبه های زمان گم می شود و نشانی از آن برجای نمی ماند، بنا براین با دلیری می توان گفت که زرتشت خمیر مایه ی شاهنامه ها ی کلان را سروده است.
او از راستکاری – پیمانداری – نو شوندگی- نوسازی – از بنا کردن خانمان و روستا و شهر و کشوری آباد – از میهن پرستی – مهرگستری – دادگری – شاد زیوی - شادی پراکنی – نیک اندیشی و نیک گفتاری و نیک کرداری – از منش والا – از شهریاری – از رسایی و جاودانگی و از بسیاری دیگر از ارزشهای والا سخن گفت و زنان و مردان جهان را برانگیخت تا راه او را پیش گیرند و دستیاران خدا در کار آفرینش جهان باشند.
از آنجا که زرتشت به ریزه ها نپرداخته و کاری بکار زندگی روزمره ی مردم نداشته است به همین هفده سرود کوتاه بسنده کرد و گاتهای خود را چنان خورشیدی درخشان در آسمان تاریخ اندیشه فراز آورد:
1/34
مزدا اهورای همه توانا ،
چنین برنهاده است،
که شادمانی از آن کسی است
که به دیگران شادمانی بخشد،
من برای پیشرفت و نگاهداشتن آیین راستی
خواهان استواری و توانایی هستم .
ای پارسایی،
آن پرتویی را
که پاداش زندگی نیک منشانه است ،
به من ارزانی دار.
(از کتاب زرتشت چه میگوید،آبراهامنیان)
http://paouru-chistaa.blogfa.com
دلبران را دل اسیـــر بی دلان