ترجمه گات ها
دیباچه کتاب ترجمه گات ها اثر دکتر آبتین ساسانفر
به قلم پروفسور دوشن گیمن
از قدیمیترین متون دینی ایران باستان، گاتاهایا سرودههاي زرتشت (به
است که زمان او بنا برسنتی که دلیل جدي براي تردید در آن وجود (Zoroaster یونانی
ندارد، برمی گردد به سدههاي هفتم و هشتم پیش از میلاد (رجوع کنید به کتاب نی ولی
سال 2000 به نام زرتشت در تاریخ) آنها متون مشکلی هستند که براي ما قابل درك نیستند
مگر تا حدوديکه با زبان سرودهاي ودایی یعنی قدیمیتر ین نوشته ها ي دینی هند ي
شباهت و پیوند داشته باشند، همانند شباهتیکه میان زبان فرانسه و ایتالیایی وجود دارد.
سرودهاي ودایی با سرودهاي زرتشت از لحاظ سبک و محتوا قابل مقایسه هستند ول ی
در این میان تفاوت عمدهاي وجود دارد. گاتاهاکه در برابر ماست داراي هفده فصل است ولی
سرودهاي ودایی داراي یک هزار و هفده فصل میباشند.
سرودهاي ودایی سرودهایی هستند که درمراسم قربانی یا نیایش، براي خدایان خوانده
میشوند. به ویژه به ایندرا خداي رعد و جنگ، به آتش که داراي تشخص شده است ، به
که یک جلد کامل از ده جلد کتاب به او اختصاصیافته است. « سئوما » نوشابه مقدس
در میان سرودهاي ودایی گفتگوهایی به شکل نمایش، مجموعه هایی از معماها، دعاي
خیر براي گاوان، سحر وافسون بر ضد مرض، جادوگري، دشمن و غیره دیده میشود. بر
حسب روایت، این اشعار را بهبیش ازیکصد تن ازشاعران نسبت میدهندکه پارهاي ازاوقات
درمتن بهنام آنها اشاره میشود ولی براي ما چیزي جز همان نام باقینمانده است. هیچگاه
شخصیتی با شور و هیجان، همراه با تاریخ و دارندة پیام در میان آنها دیده نمیشود.
اکنون به گاتاهانظر افکنیم، زرتشت در سرودههایش چنان ظاهر میشود که از کاربرد
سرودهاي قدیمی گسسته است و فقط وزن و تصویري را که سرودگویان به کار می برند
دنبال میکند. مثلاً در ستایشی که به پاکان جاویدان ( امشاسپندان که صفات اهورامزدا
پیک نیایش هایم را » : هستند) خطاب میکند، استعارهاي از سرودهاي ودایی دیده میشود
مانند سرودگویان هندي پارهاي از اوقات سرود ي را با .« برايشما زین و افسار میکنم
درخواست پاداشی که به عنوانپیشواي دینی (زئوتر به سانسکریت هوتَر) حق خود میداندختم میکند.
همانندي گاتاها با سرودهاي ودایی به همین جا پایان میگیرد. زرتشت می داند که
وظیفۀ او یک پرستش حرفه اين است، او در درون خود آگاه است که با خداي خود یک
رابطۀ شخصی دارد و حس میکند که پیام آور اوست. برخلاف آنچه دربارة سرودها ي
ودایی گفتیم که در پس آنها شخصیتی آشکار نیست، اگر به گاتاها بیطرفانه و بدون یک
تصمیم از پیش ساخته برخورد شود، نمیتوان از تشخیصیک حقیقت مسلم خوددار ي
کرد که در پشت آنها، یکشخصیت یک پیام و یک سرنوشت نهفته است. حتا اگر فقط به
خطوط کلی آن قناعت شود. باید به معنی واقعی کور بود تا این حقیقت را درك نکرد.
ما باید جامعه هاي که زرتشت در آن میزیسته است را ارایه دهیم که چیزي شب یه به
ناحیه اي در افغانستان، بسیار ابتدایی و کاملاً روستایی بوده. زندگی بر اساس گله داري و
پرورش دام ولی در حالت سکونت و شهرنشینی جریانداشته است. ای ن جامعه دشمنان ی
داشته جنگجو و خانه بدوش که به چپاول چارپایان و رمۀ دیگران اشتغال داشتند. زرتشت
به طرفداري از دامداران و برعلیۀ آنها که گاو را قربانی میکردند و پیشوایان آنان قیام کرد.
آقاي ساسانفر براي برگردان گاتاها بدون اندیشۀ قبلی به مشکلات آن، وظیفۀ دشواري
به عهده گرفته است . هر یک از واژهها ي گاتا یی را تجزیه و تحلیل کرده و همۀ
برگردانهاي مترجمین پیشین را با یکدیگر مقایسه و خود را پایبند برگردانِ دقیق واژه به
واژه این متن نموده است.
در برابر سفارش من که به عنوان یک زبان شناس ارایه شده مقاومت ک رده و تمای ل
دارد زرتشت را مدرنیزه کند و به صورت جدی د ارای ه دهد ک ه خواننده امروز ي بتواند
مستقیماً به آن دسترسی داشته باشد. در حالی که زرتشت را نباید از زمان و محیطی که در
آن میزیسته یعنی یک جامعۀ ابتدایی که گرفتار معاش روزمرة خود بود، جدا ساخت.
البته خوانندة امروزي آزاد است که گاتاهارا جدا از شرایط زمانی و مکانی آن مورد توجه
قرار دهد و فقط پیامِ آن را که مبارزة همه جانبه خوبی علیۀ بدي و راستی بر ضد ناراستی
است، بپذیرد.
ژاك دوشن گیمن
دلبران را دل اسیـــر بی دلان