انوری می گوید :
در جشن آسمان وش تو ریخته به ناز
ساقی ماهروی تو در ساغر آفتاب

معزی نیشابوری می سراید :
جشنی است بس مبارك عیدی است بس همایون
بر شهریار گیتی فرخنده باد و میمون

از آنجاییكه ایرانیان انسانهایی شاد بودند به همین علت برپایی مراسم جشن یكی از رسوم بلامنازع آنان است .آنها در هر ماه از سال جشنی برگزار میكردند كه به جشنهای كهن ایرانی معروفند اسامی این جشنها به شرح ذیل است :
  فروردینگان : نوروز، جشن ایرانیان از روزگار
كهن پر شكوه ترین جشن بهاری در جهان بوده
است. نوروز بهارانه ای است كه روایت های
تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردین یا « فرودگان » است كه یاد آور اجداد و نیاكان ما بود و چنان می پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، برای دیدار سامان زندگی و روزگار بازماندگان به زمین فرود می آیند و در خانه و آشیانه خویش سرگرم تماشا وسركشی می شوند . اگرخانه روشن و پاكیزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمی گردند. اما درغیر اینصورت ، آنان اندوهگین وناراحت به جایگاه خویش باز می گردند وتا سال آینده چشم براه می نشینند.
فردوسی بزرگ درباره ی پیدایش نوروز چنین میگوید:
چو خورشید تابان میان هوا نشسته برو شاه فرمانروا
بجمشید بر گوهر افشاندند مران روز را روز نو خواندند
درباره ی پیدایش نوروز در روایتی دیگر چنین آمده است كه نیشكر را جمشید در این روز یافت و مردم از كشف خاصیت آن متحیر شدند . پس جمشید دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هدیه دادند . از این رو ، آن را نوروز نامیدند.
همچنین گفته شده كه اهریمن ، بلای خشكسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید . اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و درپایان او را شكست داد . آنگاه خشكسالی، قحطی ونكبت را بر روی زمین از ریشه بخشكانید و به زمین بازگشت با بازگشت ویدرختان و هر نهال و چوب خشكی سبز شدند . پس مرد م این روز را « نوروز » خواندند و هر كس به یمن و خجستگی در تشتی جو كاشت و این رسم سبزه نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان به امروز باقی مانده است .
سر سال نو هرمز فروردین بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان یادگار