زرتشت نام پیامبر ایرانی بنیادگذار دین زرتشتی یا «مزد یسنا» و سراینده گاتاها کهن‌ترین بخش اوستا است. او1768 سال پیش از میلاد مسیح متولد شددر زمان لهراسب کیانی در شهر رغه یا ری در کنار دریاچه چیچست در روز خرداد و فروردین ماه (زادگاه وی احتمال می‌رود که حوالی دریای خزر بوده باشد، یعنی جایی که امروز آذربایجان ولی در عهد قدیم «ماد» بوده است)،از پدری به نام  پوروشسب از خانواده سپیتمه و مادرش دوغدودیده به جهان گشود  . زرتشت دوران شباب خود را در انزوا و عبادت گذرانید و چون به سن سی‌سالگی رسید، وحی بر او نازل شد و با «مزدا» سخن گفت. و چون فرامین لازم را دریافت کرد، راهی بشارت و ارشاد مردم شد. ولی خیلی زود دل‌سرد شد چون هیچ‌کس توجهی به او نداشت.
زرتشت یک‌بار در ناراحتی و نومیدی شدید چنین گفت: «در مدت ده سال تنها یک نفر را ارشاد کردم» که این شخص نیز پسرعموی خودش بود. اما به تدریج اوضاع تغییر کرد. زرتشت به دربار «ویشتاسپا» رفت. ویشتاسپ در بدو امر با خشونت وی را از خود راند زیرا زرتشت را دیوانه‌ی شیادی می‌پنداشت که قصد سو استفاده از آیین نوخاسته خود را داشت. پیامبر را به زندان انداختند ولی پس از مدتی رفتار و کردار او چنان شاه را خوش آمد که او را آزاد کرد و به سخنانش گوش داد. دیری نگذشت که شاه آیین او را پذیرفت و عده دیگری نیز به تبعیت از او ارشاد شدند. بین آن‌ها دو برادر بودند به نام‌های «فراشا اوشترا» و «جاماسپا» که زرتشت با دختر یکی از آن‌ها ازدواج کرد، شاید هم خواهر آن‌ها بود که نام آن دختر «هوگوی» بود.  زرتشت در قصر ویشتاسپ به زندگی خود ادامه داد و مورد حمایت او قرار گرفت تا آن‌که به سن هفتاد‌و‌هفت‌ سالگی رسید و به دست گروهی از اوباشان توطئه‌گر کشته شد.

تعلیمات زرتشت در کتاب مقدس وی «اوستا» یا «زند اوستا» آمده است و قدیمی‌ترین قسمت آن شامل «گات‌ها» است. گاتاها عبارت از هفده سرودی هستند که گفته می‌شود خود زرتشت آن‌ها را نوشته و شامل وحی‌‌ها، مکاشفات و راهنمایی‌های او هستند برای زندگی بهتر. سایر قسمت‌ها طولانی‌تر بوده و غالب تعالیم زرتشت در آن‌ها آمده است.

این‌ها عبارت‌اند از: یسنا «شامل سرودهای دینی و راهنمایی‌های لازم برای عبادت شامل گات‌ها»،‌ ویسپرد «مربوط به آداب نماز»، وندیداد«شامل اصول اخلاقی و راهنماهای دینی»،  یشت «سرودهایی برای خدا»، خرده اوستا «شامل دعا برای مکاشفات و غلبه بر نفس و عبادت». اساس تعلیمات زرتشت اعتقاد به خدای یگانه «اهورا مزدا» است که همان روح نیکی و خالق جهان است که در نبردی ابدی با اهریمن است. آمده است که سرانجام روزی نبرد بین این‌ دو به آخر خواهد رسید و زرتشت اطمینان کامل داشت که پیروزی نهایی از آن اهورامزدا خواهد بود زیرا که نیکی ریشه تمام چیزهاست.

پس از اهورامزدا شش ملایکه وجود دارند که «امشاسپندان» یا مقدسان زوال‌ناپذیر هستند. امشاسپندان‌ها نظیر وزیران یک پادشاه و اطراف اهورا‌مزدا نشسته‌اند و اهورامزدا با آن‌ها  مشورت می‌‌کند و آن‌ها نیز همواره مطیع وی هستند و به کمک ارواح مسکین می‌شتابند. اهریمن نیز به همین ترتیب مریدانی دارد که او را در کارهای ناهنجارش کمک می‌کنند و فرشته دروغ‌ها نزد او قرب و منزلت خاصی دارد. دروغ و ریا چیزی است که زرتشت آن را وحشتناک‌ترین و بدترین گناهان می‌داند.

«هرودوت» در تاریخ خود می‌نویسد: «ایرانی‌ها دروغ را گناه کبیره می‌پندارند و بدتر از آن مدیون بودن را گناه می‌دانند، زیرا معتقدند کسی که مدیون شد، ناچار به دروغ‌گویی خواهد شد. با آمدن آیین زرتشت، مذهب به طرزی وارد زندگی ایرانی‌ها  شد که سایر ملل از آن برخوردار نبودند.»  اما نکته دیگری هم وجود داشت که دین زرتشت را در بین ادیان دنیای کهن برجسته می‌ساخت و آن این بود که این آیین مرگ را پایان کار نمی‌دانست و معتقد بود که ورای مزار مکان شادی و نشاطی وجود دارد که آدمیان خوب و پرهیزکار به عنوان پاداش به آن‌جا می‌روند و مکان درد و مذلتی هم برای اشرار وجود دارد.

در آیین زرتشت گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک، اساس تمام کارها است و معتقدان به‌این سه اصل اهورامزدا را پرستیده، نسبت به درماندگان عطوفت کرده، هم‌چون کشاورزان و گله‌داران کار کرده و نسبت به حیوانات اهلی ملایمت به خرج می‌دهند. علاوه بر تمام این‌ها بر پیروان زرتشت واجب است که غیر از دارا بودن روح پاک، جسم را نیز از تماس با اشخاص ناپاک، لاشه‌ها، کثافات و هرآن‌چه به اهریمن مربوط می‌شود دور نگه دارند. زرتشت در کتاب‌ها‌ی خود دستو‌رات دقیقی در این موارد داده است.

فلسفه زردتشت

زرتشت چنین گفته‌ است: «سخن‌ها را بشنوید و با اندیشه روشن در آن‌ها بنگرید و راهی را که باید در پیش گیرید برای خود برگزینید، از آن دو مینوی هم‌زادی که در آغاز آفرینش در اندیشه و انگار پدیدار شدند، یکی نیکی را می‌نمایاند و دیگری بدی را و میان این دو، دانا راستی را برمی‌گزیند و نادان دروغ را» وی در الهام‌های خود گیتی را ستیزی کیهانی بین اشا «درستی و دروغ می‌بیند» بنیاد تمام عقیده‌های دیگر زردتشتی مانند اهورامزدا، خلقت٬ وجودیت‌٬ و اراده آزاد است. این مفهوم بزرگ‌ترین اهدایی است که زردتشت به فلسفه دینی کرده ‌است. دلیل آفرینش انسان مانند دیگر آفرینش‌ها نگه‌داری از درستی است. این هدف با مشارکت زنده در زندگی و گفتار٬ پندار و کردار نیک دست یافتنی خواهد شد. عنصرهای فلسفه زردتشت از طریق تاثیر آن بر یهودیت و افلاطون‌گرایی میانی وارد فلسفه غرب شده ‌است و به عنوان یکی از نخستین وقایع کلیدی در پیش‌رفت فلسفه شناخته می‌شود.

منابع

بخش خاست‌گاه برگرفته از زرتشت کیست؟

ابراهیم پورداوود گات‌ها، قدیمی‌ترین قسمتی از نامه مینوی اوستا،

اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوست‌خواه،

مهدی‌زاده کابلی، خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت،

کریستن سن، آرتور، مزداپرستی در ایران قدیم، ترجمه دکتر ذبیح‌اله صفا،

مهر، فرهنگ، دیدی نو از دین کهن «فلسفه زرتشت»،

هاشم رضی، راه‌نمای دین زرتشتی،

زادسال سپیتمان، پژوهشی نو درباره زمان زندگانی زرتشت برپایه دانش زیست‌شناسی، سورنا فیروزی،

معین، محمد، مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی،

خورشیدیان، اردشیر. پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتیان.