معجزات اشو زرتشت
معجزه در سایت موبد نیکنام http://www.kniknam.com
.............................................................................مثال آشنای آن ادعای شفای بیماران و مستجاب شدن دعاها و نفرین هاست ...
................................................................................
در روایات دینی زرتشتیان آمدهاست که زرتشت پس از به دنیا آمدن برخلاف دیگر نوزادان خندیده است. روشن کردن آتش بدون چوب و سندل و کاشتن درخت سرو غول پیکری در کشمر با فرو کردن عصا در زمین از دیگر معجزات زرتشت هستند. پیروان دین زرتشت، گاتاها را نیز معجزهٔ زرتشت میدانند.[۱] همچنین پیروران زرتشت پیبردن به یکتایی اهورامزدا را از معجزات وی میدانند.[۲][۳]
پانویس
- ↑ خورشیدیان. ص ۶۹.
- ↑ کتاب زرتشت و دین بهی - علی اکبر جعفری
- ↑ کتاب پیام زرتشت - علی اکبر جعفری
معجزه حضرت زرتشت
علی بن زید بیهقی نوشته است که : ( زرتشت که صاحب المجوس بود دو تا طالع اختیار کرد و فرمود تا بدان دو طالع دو درخت سرو بکشتند یکی در دیه کشمر طریثیث ، یکی در دیه ی فریومد و در کتاب ثمار القلوب خواجه ابو منصور ثعالبی چنین آرد که این دو درخت گشتاسب ملک فرمود تا بکشتند . المتوکل علی الله جعفربن معتصم خلیفه را این درخت وصف کرده اند و او بنای جعفریه آغاز کرده بود … نامه نوشت به عامل نیشابور خواجه ابوالطیب و به امیر عبد الله بن طاهر که باید آن درخت ببرند و بر گردون نهند و به بغداد فرستند و جمله شاخهای آن در نمد دوزند و بفرستند تا درودگران در بغداد ، آن درخت راست بازنهند و شاخها به میخ بازبندند چنانکه هیچ شاخ و فرع از آن درخت ضایع نشود تا وی آن بیند آنگاه در بنا بکار برند پس گبرکان جمله جمع شدند و خواجه ابوالطیب را گفتند ما پنجاه هزار دینار زر نیشابوری خزانه خلیفه را خدمت کنیم ، در خواه تا از این بریدن درخت درگز چه هزار سال زیاد است تا این درخت کشته اند و این سنه اثنین و ثلاثین و ماتین بود ( 232 هجری قمری ) از آن وقت که این درخت کشته بودند تا بدینوقت 1405 سال بود و گفتند که قلع و قمع این ، مبارک نیاید و بدین انتفاع دست ندهد پس عامل نیشابور گفت : متوکل نه از آن خلفا و ملوک بود که فرمان وی بروی رد توان کرد . پس خواجه ابوالطیب امیر عتاب بن ورقاء الشاعر الشاین را _ و او از فرزندان عمروبن کلثوم الشاعر بود _ بدین عمل نصب کرد و استادی درودگر بود در نیشابور که مثل او نبود . او را حسین نجار گفتندی ، مدت روزگار صرف کردند تا اره آن بساختند و اسباب آن مهیا کردند . و استواره ساق این درخت چنانکه در کتب آورده اند مساحت 27 تازیانه بوده است هر تازیانه رشی و ربعی به ذراع شاه ، و گفته اند در سایه آن درخت زیادت از ده هزار گوسفند قرار گرفتی و وقتی که آدمی نبودی و گوسفند و شبان نبودی ، و حوش و سباع ، آنجا آرام گرفتندی و چندان مرغ گوناگون بر آن شاخها ماوا داشتند که اعداد ایشان کسی در ضبط حساب نتواند آورد . چون بیوفتاد در آن حدود ، زمین بلرزید و کاریزها و بناها بسیار خلل کرد و نماز شام انواع و اصناف مرغان بیامدند چندان که آسمان پوشیده گشت و به انواع اصوات خویش نوحه و زاری کردند بر وجهی که مردمان از آن تعجب کردند . و گوسفندان که در ظلال آن آرام گرفتندی ، همچنان ناله و زاری آغاز کردند و پانصد هزار درم صرف افتاد در وجوه آن تا اصل آن درخت از کشمر به جعفریه بردند و شاخ ها و فروع آن بر هزار و سیصد اشتر نهادند . آن روز که به یک منزلی جعفریه رسید آن شب غلامان متوکل را بکشتند و آن ، اصل سرو ندید و از آن برخورداری نیافت . قال علی بن جهم فی قصیده السرو یسری و المنیه تنزل … و آن بر یک منزلی جعفریه بماند تا عهدی نزدیک و در آن سال والی نیشابور که آن فرمود و هر که در آن سعی کرده بود جمله پیش از جولان حول هلاک شد . درودگر و آهنگر و شاگردان و اصحاب نظاره و ناقلان آن چوب ، هیچکس نماندند و این از اتفاقات عجیبه است .
- برگرفته از http://foroomad.persianblog.ir
زرتشت در قرآن :جواب در سه محور سامان مييابد:يكم: به رغم اين كه درباره دين زرتشت اختلاف وجود دارد كه از اديان الهي است يا نه، در منابع اسلامي تأكيد شده است كه دين زرتشت يكي از اديان الهي بوده و زرتشتيان از اهل كتاب هستند.(1) قرآن به اصالت مذهبي زرتشتيان تصريح ميكند. (2) و پيروان اين دين را به عنوان صاحب كتاب به رسميت ميشناسد.بر همين اساس در فقه اسلامي زرتشتيان در كنار يهوديان و مسيحيان قرار گرفتهاند. در سيره و سنت پيامبر اسلام و ائمه(ع) نيز رهنمودهايي درباره برخورد با زرتشتيان وجود دارد كه بيانگر اهل كتاب بودن آنها است. ابن عباس ميگويد: پيامبر اسلام دستور داد از زرتشتيان مقيم يمن جزيه بگيرند. زرتشتيان جزيه دادند و بر آيين خود باقي ماندند.(3)يكي از فرمود: مجوسيان چون داراي كتاب آسماني بودند، مانند اهل كتاب جزيه ميدادند". (4)اسلام شناسان و فقيهان نيز از آنان به عنوان اهل كتاب ياد كرده و تصريح نمودهاند كه هم براي آنان دين بوده و هم كتاب داشتهاند.(5)دوم: از برخي متون و منابع ديني استفاده ميشود كه براي زرتشتيان كتاب آسمان نيز بوده است. در روايتي از امام علي(ع) آمده است كه براي مجوسيان كتاب وجود دارد.(6)مرحوم شيخ طوسي تصريح ميكند كه براي زرتشتيان كتاب آسماني وجود دارد.(7) مرحوم علامه طباطبايي عقيده دارد: زرتشتيان داراي كتاب آسماني و پيامبر بوده، بر اين اساس دين زرتشت پذيرفته شده است.سوم: درخصوص عدم ذكر دين زرتشت در قرآن بايد گفت: عدم ذكر برخي اسامي و اديان در قرآن بدان معنا نيست كه پيامبران و اديان ديگر وجود ندارد.در برخي روايات تصريح شده است كه تعداد پيامبران 124 هزار بوده(8) و برخي ديگر هشت هزار بيان نمودهاند. (9)بيان اسامي همه پيامبران با اهداف قرآن كه بيان مسائل مهم و كليات معارف است، همسويي ندارد. از سوي ديگر در برخي آيات به برخي از اسامي پيامبران و اسامي كتابهاي آنان تصريح شده است.(10)در برخي آيات به طور كلي از پيامبران سخن به ميان آمده است(11) و در برخي ديگر از بعضي پيامبران با اشاره سخن گفته شده است.(12) بيان سرگذشت پيامبران با شيوههاي مذكور كفايت ميكند.در قرآن آمده است: "و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك منهم من لم نقصص؛(13) پيش از تو، رسولاني فرستاديم. سرگذشت گروهي از آنان را براي تو بازگو كرديم و گروهي را براي تو بازگو نكردهايم"."از اين آيه استفاده ميشود كه نام گروهي از انبيا و رسولان الهي در قرآن مجيد نيامده، و عدد آنها بيش از آن است كه در قرآن ذكر شده است".(14)پينوشتها:1. عبدالله مبلغي، تاريخ اديان و مذاهب در جهان، ص 365 به بعد.2. حج (22) آيه 17؛ الميزان، ج 4، ص 358.3. مروج الذهب، ج 1، ص 225.4. وسائل الشيعه، ج 11، ص 96.5. الخلاف، ج 2، ص 199.6. وسائل الشيعه، ج 11، ص 98.7. المبسوط، ج 4، ص 210.8. بحارالانوار، ج 11، ص 30.9. تفسير نور الثقلين، ج 4، ص 537، به نقل از پيام قرآن، ج 7، ص 360.10. انعام (6) آيه 83 - 86.11. پيام قرآن، ج 7، ص 357.12. بقره (2) آيه 247، يوسف (12) آيه 60.13. مؤمن (40) آيه 78.14. ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 7، ص 356.- منبع http://www.askquran.ir/thread18804.html
- معجزات زرتشت
معجزات زرتشتیان
کتاب کامل اوستا بعد از حمله اسکندر به ایران در تخت جمشید سوخت .اما یکی از روحانیون زرتشت باقیمانده انرا جمع آوری کرد.
باقیمانده کتاب اوستا در زمان ساسانیان توسط یکی از موبدان زرتشتی به نام آذر باد مهر اسنفندان جمع آوری شد این مرد مقدس که در سال 290 میلادی در گیلان متولد شد در زمان شاهپور ذوالاکتاف موبد موبدان بود (320-371) از این روحانی زرتشتی کتابی به نام اندرز نامه آذر مهر اسنفندان باد بیادگار مانده است .
از کرامات و معجزات این روحانی نقل شده است که .
وقتی که گمراهان به نزد او آمده و گفتند که ما در درستی دین زرتشت شک داریم تو چگونه می توانی ثایت کنی که دین زرتشت درست است .
او گفت که من سوگند می خورم که دین زرتشت دینی است که از سمت خداوند و توسط اشور زرتشت برای انسانها فرستاده شده است .
مرتدین گفتند که چگونه می توان سوگند تو را باور کرد .
موبد موبدان آذر باد گفت که من ابتدا غسل می کنم و سپس شما بر روی این سینه من که در آن قلبی با محبت زرتشت است می توانید سرب (روی) گداخته بریزید .
پس او ابتدا سر و تن خود را شست و به میدان رفت بیش از هفتاد هزار مرد و زن در انجا بودند سپس دستور داد که فلز را گرم و روی مذاب را بیاورند و بر روی سینه او بریزند و چون مرتدان چنین کردند و فلز گداخته بر سینه او ریختند به او هیچ آسیبی نرسید و جمعیت همه فریاد کرده و خدا ی یکتا را ستایش کردند و گفتند که درود بر زرتشت و دین او که چنین مردانی در راه او هستند . .... - ............................................................................
- " معجزات زرتشت چه بوده؟ منابع پاسخ اين سوال كدامند؟
يک. نظرگاه تاريخى از نگاه تاريخي اطلاعات دقيقى پيرامون زرتشت به عنوان پيامبر آيين مزديسنى و امور مربوط به او همچون معجزاتش وجود ندارد. برخى از دانشمندان مانند هوسينگ در اصل وجود او ترديد كرده و چون رستم و اسنفديار شخصيتى موهوم دانستهاند.بنگريد : شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 14، ص 239، قم و تهران : صدرا، چاپ هشتم، 1383. بعضى تاريخ ظهور او را 600 و برخى تا 6000 سال قبل از ميلاد دانستهاند. قول مشهور آن است كه او 660 سال پيش از ميلاد پا به جهان گذاشته و سى سال بعد دعوى نبوت كرده و بنگريد : . همچنين در مورد اين كه واقعاً او پيامبرى الف. حسين توفيقى، همان، ج 14، ص 186. ب. جان بىناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه على اصغر حكمت، ص 453. ج. دين ايران باستان، ص 188. بنگريد : محل تولد وى نيز مردد بين رى، آذربايجان، افغانستان، فلسطين، خوارزم و فارس استد. شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 14، ص 186. الف. حسين توفيقى، آشنايى با اديان بزرگ، ص 57 و 58. ب. ابراهيم پورداود، اوستا، ص 28. به سال 583 ق.م در آتشكده بلخ به دست تورانيان كشته شده است.ج. دين ايران باستان، ص 185. برگزيده از سوى خداست يا نه، اطلاع دقيقى در دست نيست و مسلمانان صرفا به استناد منابع دينى خود - نه با اتكا به ادله تاريخى - برخى برآنند كه آنچه در نصوص اسلامى به ويژه در قرآن به عنوان . بنابراين فارغ از برخورد اسلام و مسلمانان با پيروان زرتشت و آيين او؛ هيچ دليلى بر اعتبار و بنياد الهى آن وجود ندارد و حتى اعراب زيرسلطه ساسانيان نيز آيين مجوس در رديف اديان وحيانى و داراى كتاب در برابر مشركين قرار گرفته غير از آيين زرتشتى موجود است و با آن تفاوتهاى اساسى دارد. با زرتشتيان هم چون اهل كتاب رفتار نمودهاندجهت آگاهى بيشتر در اين باره بنگريد : رسول رضوى، بازكاوى تاريخ و آموزههاى زرتشت (مق)، معارف (ماهنامه)، ش 49. آنان را اهل كتاب نمىشناختند.بنگريد : همان، ص 18.{
در عين حال پارهاي از کرامات يا معجزات به زرتشت نسبت داده شده است. جان ناس آورده است که چون زرتشت به سي سالگي رسيد او را مکاشفاتي رخ داد و روايات در اين باب بسيار اغراق آميز است . براي او معجزات عجيب و غريب ذکر کرده اند . گويند : اولين بار که براي او مکاشفه روي داد در کنار رود ديتا بود و در آنجا ناگهان خيال شبحي که بلندي قامت او نه برابر انسان متعارف بود ، در برابرش نمودار شدکه او را فرشته وهومنه يعني پندار نيک نام داده اند . پس فرشته با او سخن گفت و به او فرمان داد که جامه عاريتي کالبد را از جان دور سازد و روان را پاک سازد ، آنگاه صعود کرده در پيشگاه اهورامزدا حاضر گردد. وي چنان کرد و خداوند بر او نظر کرد . از حضور او در محضر الهي سرگذشتي جالب نقل مي کنند که خلاصه ان اين است : چون زرتشت از آن انجمن آسماني درون آمد سايه او محو گرديد زيرا پرتو تابش فرشتگان و اشعه درخشان ارواح علوي در پيرامون او وجود او را چنان مستغرق نور ساخته بودند ظلي باقي نماند. پس اهورا مزدا به او تعليم دادو او را به پيامبري برگزيد .از آن پس هشت سال بر زرتشت گذشت و او در عالم مکاشفات بود و با شش فرشته مقرب گفت و شنود داشت. معجزه ديگري هم براي زرتشت به وقوع پيوست و آن اين که اسب مشرف به مرگ ويشتاسب را شفا داد. (1)
در وبلاگ ايران من در باره معجزاتي از زرتشت هماهنگ با نحوه جهان بيني زرتشتي به اين صورت آورده است :
تنها پیامبر بزرگ ایرانیان، زرتشت نام دارد. او نیز مانند تمام پیامبران الهی اعجازهایی داشت که همه را به حیرت وامیداشت. او نیز مانند حضرت عیسی مسیح از زمان به دنیا آمدنش معجزه داشت. در مقاله ی قبلی (زندگی نامه ی زرتشت) چند معجزه ی ایشان نام برده شد و در این مقاله نیز علاوه بر معجزات ذکر شده تمامی معجزات آن حضرت را نقل می گوییم.
اولین معجزه ی وی وقتی بود که او هنوز تبدیل به انسان نشده بود. در مقاله ی زندگی نامه ی آن حضرت گفته شد که گوهر تن او از طریق باد و از سوی باد به ابر و از ابر بارید و گیاهانی رویید، در منطقه ای که هیچگاه گیاهی نمیروید و همه ی گیاهان خشک و پژمرده اند. تا اینکه این گیاهان توسط 6 گاو پوروشسب خورده شد و در میان این 6 گاو 2 گاو بودند که هنوز نزاییده بودند. بر همگان آشکار است گاوی که نزاییده نمیتواند شیر دهد همچون زنی که نزاییده. ولی این دو گاو نزاییده پس از خوردن این گیاهان شیر دادند و این دومین معجزه ی این پیامبر بود. شاید بپرسید معجزه ی اول ایشان چه زمانی رخ داد. معجزه ی اول ایشان زمانی بود که گیاهانی در مکانی خشک و بایر رویانیده شد.
معجزه دیگر وی زمانی اتفاق افتاد که دیوان خواستند برای نابودی گوهر تن زرتشت به ستونی که به آن دیگی آویزان بود و به دیگی که در آن شیر وجود داشت و شیری که در آن گوهر تن زرتشت وجود داشت حمله ور شوند. آنها توانستند همه جا را نابود کنند ولی هنگامی که قصد نابودی ستون و دیگ و شیر را کردند، آنها بازداشته شدند و تلاش هایشان بی نتیجه ماند.
خیلی ها بر این عقیده اند که اینان شامل معجزات زرتشت نمیشود و معجزات وی از زمان بدو تولد ایشان محسوب میشود. بر همین گفته بسیاری از راویان و تاریخ شناسان اولین معجزه ی او را زمانی میدانند که او متولد شد. او بر خلاف تمام نوزادان تازه متولد شده خندان به دنیا آمد. در آن زمان شاهی بود به نام دوراسرون که سرکرده جادوان بود و دشمن زرتشت. او بر بالین زرتشت شیرخواره حاضر شد و به قصد کشتن وی تیغ برکشید ولی به فرمان خدا دست آن خبیث سنگ خشک شد. این دومین معجزه ی ایشان بود. جادوان در تلاشی دیگر، زرتشت را ربودند و به صحرا بردند و در کوهی از هیزم لورا انداختند و آن هیزم ها را آتش زدند ولی آتش سرد شد و او آسیبی ندید. این سومین معجزه ی زرتشت بود.باز هم جادوان زرتشت را ربودند واین باز بر سر راه گله ی گاوها انداختند و بار دیگر زیرسم ستوران، که در هر دو بارز به لطف ایزد نجات پیدا کرد و آسیبی ندید. این چهارمین و پنجمین معجزه ی وی بود.در کوشش نافرجام دیگری او را ربوده در لانه ی گرگ که بچه هایش را کشته بودند انداختند که گرگ او را بدرد ولی به خاطر مهر اهورایی صدمه ای ندید حتی دو میش از کوهسار نزد وی آمدند و به او شیر دادند تا گرسنه نماند و ان هم ششمین معجزه ی ایشان.
روزی کی گشتاسب شاهنشاه برای آزمایش معجزه ی پیامبری زرتشت از سوی ایزد خواست که من خود بی مرگ و بی پیری باشم و بر تن من کارد و نیزه کارگر نباشد و همه راز های آسمان را هر چه بود و هست و بعد از این خواهد بود بدانم و بهشت را در زندگی ببینم. زرتشت گفت از این چهار چیز یکی را برای خود و آن سه را برای سه کس دیگر بخواه، آفریدگار آنچیز برتر را به شما دهد. پس گشتاسب خواست که در زندگی برترین جهان را ببیند. زرتشت به یاری اورمزد به روز مینویی مانتره سپند از ماه سپندارمزد (اسفند) گیاه برسم را گسترد و درون یشت. بر آن درون شیر، گل، می و انار نهاد و پس از ستایش و نیایش آفریدگار مهربان می دعا خوانده را به گشتاسب داد تا به خواب شد و برترین جهان را دید و گل را به دستور او جاماسب داد و او را از آنچه هست و بود و خواهد بود از طریق همه ستارگان بیاگاهید. انار را به اسفندیار بخشید و اسفندیار سخت تن شد به طوری که کارد بر تن او اثر نمی کرد و به پشوتن پسر گشتاسب شاه، شیر دعا خوانده داد در همان زمان او بی مرگی و بی پیری یافت. پس گشتاسب بر دین مزدیسنان بی گمان شد و این گونه شد که او به زرتشت ایمان آورد و زرتشتی شد.
البته اینگونه نیز روایت میشود که گشتاسب برای قبول دین از زرتشت خواست که با فیلسوفان و دانشمندان مناظره ای داشته باشد و بر آنان پیروز شود و همین طور هم شد. و اینگونه شد که گشتاسب به دین زرتشت ایمان آورد. ولی دانشمندان و فیلسوفان دربار با در خطر دیدن موقعیت خود نقشه ای کشیدند تا این پیامبر خدا را از میان ببرند و برای اجرای نقشه مقداری مو و استخوان در خانه ی وی ریختند و به گشتاسب به دروغ گفتند که او جادوگر است و برای اثبات گفته همان پلیدی هایی که در خانه او موجود بود کافی بود. گشتاسب زرتشت را به زندان افکند. تا اینکه اسب محبوب گشتاسب بیمار شد و در حال مرگ بود. دست و پایش به سمت شکمش فرو رفته بود و نالان بر زمین افتاده بود. همه از مداوای او عاجز ماندند. در همان زمان از طرف زرتشت خبر آوردند که او می تواند اسب را مداوا کند. زرتشت را از زندان درآوردند و او را احضار کردند. او برای مداوای اسب شرایطی گذاشت.
1. قبول پیامبری و دین او
2. پشتیبانی فرزندش اسفندیار از دین
3. قبول دین توسط همسرش
4. کلید دار خانه آورده شود تا بگوید چه کسی پلیدی ها را در خانه ریخته.
هر چهار شرط پذیرفته شد و اسب مداوا گردید و بدینوسیله گشتاسب و اطرافیانش قبول دین کردند.(پايان)
اگر اي معجزات در قرآن و يا روايات درست اسلامي ذکر مي شد مي پذيرفتيم و گر نه نمي توان مطمئن شد . 1- تاريخ اديان جان ناس ، ترجمه علي اصغر حکمت ص 304 و 303 .
2- تاريخ اديان و مذاهب جهان ، مبلغي آباداني ج 1 ص 333 .
3- به اين دو منبع مراجعه کنيد .
http://porseman.org/"
معجزات قبل اززاده شدن زرتشت1- سه روزمانده به زایش زرتشت ده راگ مانند خورشید روشن بود.
2- به طور معجزه آسایی سه عنصر تشکیل دهنده زرتشت(فره ،روان وتن ) از شرارت های دیوان و اهریمن نجات پیدا می کنند و بازبه شکل خارق العاده ای این عناصر به هم می پیوندند
3- خبر زایش زرتشت و پیامبری او ازجم و فریدون و مردم فرزانه بسیار اعلام شده بود.
معجزات زرتشت بعد از زاده شدن
1- هنگام زادن زرتشت بخندید
2- پورشسپ یکی از جادوگران را برای دیدن زرتشت و تولد معجزه آمیزش به خانه آورد آن جادوگر از دیدن زرتشت ناراحت شد خواست سر نرم او را با دست بفشارد که بر اثر معجزه دست جادوگر خشک شد.
3- برای نابودی زرتشت جادوگران هیزم فراوان گرد آوردند و آتش روشن کردند تا زرتشترا در آتش بسوزانند اما آتش در هیزم نگرفت و بنابر زادسپرم آتش او را نسوخت
4- جادوگران زرتشت را برای نابودی در جلوی گله گاوان و اسبان انداختند اما به طور معجزه آسایی نجات یافت و برای بار چهارم او را به لانه ماده گرگی که بچه های او کشته شده بود ند نهادند تا زرتشت را بدرداما به خواست ایزدان پوزه گرگ خشک شد
5- عبور زرتشت به همراه مردان و زنان ، پیر و جوان کودکان ،از رودخانه ای پرآب ، بی آن که پلی در میان باشد این معجزه
در سنین 15تا30سالگی او رخ داده است
6- پس از آن که اورمزداسراردین را بر زرتشت آشکار کرد،روی گداخته بر سینه او ریختند و شکم او دریده شد،اما آسیبی ندید.
7- دست و پای اسب گشتاسب در شکم حیوان فرو رفته بود و در این هنگام زرتشت در زندان بود .گشتاسب او را آزاد کرد و دست و پای اسب باز شد.
8- شهرستانی در کتاب ملل و نحل گوید :در دینوریه به کوری برخورد .گفت :«گیاهی را برگیرند و شیره اش را درچشم وی بریزند تا بینا شود»و آن گیاه را برای توصیف کرد.چنین کردندوکور بینا شد.
9- و...از کتاب زراتشت نامه بهرام پژدو
دلبران را دل اسیـــر بی دلان