روان و فروهر انسان بی مرگ و جاودانه خواهد بود
کیومرث از واژۀ اوستایی: گَیَه مَرِ تَه آمده یعنی زندگی و مرگ این اشاره به جهان مادی انسان دارد که همراه با زاده شدن به صورت کالبدی زندگی را آغاز می کند و پس از فرسودگی و فرتوتی جسم به نابودی خواهد رفت ولی در زندگی مینوی مرگ وجود ندارد زیرا روان و فروهر انسان بی مرگ و جاودانه خواهد بود، مرگ در زندگی جسمی و پس از دوران زندگی مادی برای انسان بیان می شود نه در فلسفۀ هستی.
تنها در بندهش که یکی از نوشته های پهلوی است آمده که کیومرث نخستین انسانی
بوده که نطفۀ خود را بر زمین ریخته و از آن دو شاخه از گیاهی همانند ریواس
روییده شده که آنان را مشی و مشیانه نام نهاده که بر هم پیچیده اند و آغاز
آفرینش را در این جهان تشکیل داده اند.
در بینش زرتشت خداوند هیچ گاه منتظر نیست که شخصی از جهان درگذرد تا او را تشویق کند و پاداش دهد و یا برعکس گنه کار را مجازات نماید. مزدا آرزو دارد تا انسان که از هوش و خرد بهره مند است کرداری نیک داشته باشد و از آرامش و شادی برخوردار شود و این پدیدۀ جبر نیست، کسی که این سفارش را نمی پذیرد با کار های ناشایست خود که از کژ اندیشی سرچشمه می گیرد از روانی نا آرام و آزرده برخوردار خواهد شد.
روان واژه پارسی است که در اوستا به گونۀ: اوروانِه ، آمده است و این واژه در عربی به صورت روح آمده است که هر دو یکی است و به پدیده ای اشاره می شود که در نهاد انسانی وجود دارد و پس از مرگ باقی خواهد ماند.
در فلسفه زرتشت کردار نیک انسان و عملکرد بد او نتیجه ای دارد که از همین
جهان بر روان شخص اثر خواهد گذاشت. فرد بد اندیش از روان آزرده ای برخوردار
خواهد شد و فرد نیکوکار روانی آرام و شاد خواهد داشت این روان پس از مرگ
نیز همچنان جاودانه خواهد بود و از عملکردی که جسمش در جهان مادی داشته است
شاد و خشنود خواهد بود و یا برعکس عذاب کشیده و آزرده خواهد شد تا اینکه
پس از زمانی گذرا پالوده گشته و به روشنایی و شادی برسد.
دلبران را دل اسیـــر بی دلان