جشن و آثار آن
واژه «جشن» از ريشه ( يز Yaz )، يزشن و يجشن به معناي نيايش و
پرستش آمده است و بخش هايي از اوستاي كهن در قالب يسن ويشت بدان بر مي
گردد.
نگهبانی و گرامیداشت طبیعت و زیست بومهای بشری و جامعهای آرام ، آزاد و
شاد ، در گذر هزاران سال همواره برای ما وظیفهای بزرگ و مقدس دانسته
میشده است. بسیاری از باورها ، آیینها و جشنها از پدیدههای طبیعت
برخاسته و از آن الهام گرفته شده است.
در «اوستا» كتاب مقدس و كهن همه ما با هرگرایش دینی، بیشتر از هر چیز دیگری
به ستایش پدیدههای طبیعت ، همچون آسمان ، زمین ، خورشید ، ماه ، آب ، باد
، ابرها ، جویباران ، دریاها ، گیاهان و جانوران پرداخته شده و گرامی
داشته شدهاند. در اوستا با رویكردی جهانی و بدور از هرگونه برتریطلبی ،
همگی زنان و مردان جهان « در هر سرزمینی كه زاده شده باشند » ستوده
شدهاند. مردان و زنانی كه « برای پیروزی راستی ، كوشیدهاند و خواهند
كوشید » و نیز « آنان كه گیاهان بارور را در پردیسهای زیبا بنشاندند ». در
سرودهای این كتاب، ایزدی بزرگ بنام میترا ستوده شده است كه پاسبان مهر و
پیمان است و مردمان را «خانمانی پر از آشتی ، پر از آرامی و پر از شادی
میبخشد».
اما از سوی دیگر در اوستا، رنج دیرین مردمان نیز بازگو شده است. رنجیدگی از
كسانی كه همواره زیستگاههای شاد و آرام آنان را به تباهی میكشیدهاند ؛
رنج همیشگی از آنانی كه « خشم را بزرگ میدارند و مردمان را آزار
میرسانند. آنان كه ستم میكنند و خوشبختی مردمان را باز میستانند ».
همچنین در این سرودها ، این نیایش و آرزوی همیشگی مردمان ما فرا آمده است
كه « ما را از آسیب ستمگران رهایی ده ، منش جنگخواهان را از ما دور ساز ».
جشنهای سرزمين ما برگرفته از رویدادهای كیهانی و طبیعی بوده و از دستورهای
خاص قومیتی و دینی نیست. آیینهای ما با شركت همه مردمان و با شادی و سرور
دستهجمعی برگزار میشده و مفهومی به نام « اقلیت » در فرهنگ و ادبیات
معنا نشده و بكار نرفته است. در آیینهای سرزمين ما نه تنها اثری از خشونت و
بدرفتاری با طبیعت و گیاهان و جانوران دیده نشده ، بلكه حتی با آدابی
همراه است كه به انگیزه پاكیزگی و پاسداری از محیط زیست و همزیستی جوامع
بشری برگزار میشود
دلبران را دل اسیـــر بی دلان