ایزدان و گات ها

اشو زرتشت در بین اقوام آریایی به دنیا آمد و رشد نمود.دین اقوامی که در هند و ایران ساکن شده بودند،مجموعه ای از سرودهای باستانی هندی به نام ریگ ودا Rig-Veda و سرودهای باستانی ایرانی به نام یشت هاYasht بود.این دین بازتابی بود،از روش زندگی آن ها که چادرنشین و جنگجو بودند و از زیبایی طبیعت لذت می بردند و در عین حال از دشمنی و بدخواهی آن در هراس بودند،این بود که برای جلوگیری از خشم طبیعت دست به دامان ایزدان آن می شدند و با مراسم ها و قربانی های خونین تلاش می کردند رضایت آن ها را جلب کنند. زرتشت در این جامعه ی بدوی و غرق در آداب و رسوم خرافی و موروثی و گرفتار کاهنان، قیام کرد.او مفهوم دین را دگرگون ساخت و به مردمان آموخت که رستگاری جز کار نیک نیست و خداوند را قربانی و عجز و ستایش نیازی نیست،بهشت و جهنم در خود ماست و خیر زاده ی اندیشه،نیک و بد را اندیشه ی روشن انسانی است که می سنجد و این دو وجود خارجی ندارند.او زاده ی اقوام آریایی ست،ولی در پیام او کوچکترین اثر از ترجیح یک ملت یا طایفه نیست و چون تورات برای قومی برگزدیده اعلام نشده و به ملتی خاص تعلق ندارد.زرتشت به نام یک انسان از همه ی مردم جهان برای پیوستن به جبهه ی راست دینان دعوت می کند.در پیام او نه برای ایرانیان و نه هیچ قوم و نژاد و ملتی،حتی خداپرستان و مزدیسنائیان،مزیتی در نظر گرفته نشده است.او پیامی تازه می آورد که تاکنون کسی نشنیده ،آن را هم، برای کسانی که جهان را به تباهی می سپارند،می خواند،و هم برای کسانی که دلداده ی مزدا هستند.زرتشت از نظر تبار،که برای پیامبران هرگز میزانی تعیین کننده نیست،به آریاهای هند همان قدر نزدیک است که به مهاجران آریایی ایران و شاید از نظر زبان حتی به اقوام ودیگ(آریاهای مهاجر به هند) نزدیک تر از طوایف مادی،هخامنشی و ساسانی باشد.او مصلحی است که از بین مردم برخاسته و مردم گراست و در پیام نامه ی او گات ها:نشانی از اسطوره ها و افسانه های کهن آریایی و نیایش ایزدان فراوان باستانی و بردن قربانی های خونین نزد آن ها به چشم نمی خورد و آشکار است که پیام آور دین مزداپرستی،می خواهد آدمی را از دستگاه شناخت ایزدان ابتدایی کوهنشینان و بیابان گردان،به دینی روشن و خرد پذیر فراخواند.به سخن دیگر،بازتاب عمده ترین پیام اجتماعی- اقتصادی زرتشت؛یعنی گذار از بیابان گردی و شبانی پرخشم و خشونت نخستین به روستانشینی و کشاورزی و گله پروری آرام را که زمینه ی رسیدن به تمدن است، در جنبه های دینی و اخلاقی آموزش های وی نیز می توان دید.یکی از درخشان ترین نمودهای پیام زرتشت این است که در آن نشانی از پیروی و پذیرش چشم و گوش بسته نیست.او طرفداران خویش را از پیروی کورکورانه بازمی دارد و چنین می گوید:(( آنچه از من می شنوید،با خرد درست و منش نیک و روشن خویش بسنجید و ارزیابی کنید و آن گاه بپذیرید.))گات ها راه خوب زیستن را به همه ی مردمان،صرف نظر از جنس،مذهب و نژاد می آموزد.برخی به اشتباه گات ها را با تورات مقایسه کرده اند،حال آنکه هیچ توجهی نداشته اند که تورات بین قرن های متمادی و در فاصله ی زمانی برداشت و نوشته می شد،که نویسندگان آن در دامان بزرگترین تمدن ها پرورش یافته و پیشرفت تمدن و هنر ادبیات تمدن هایی مانند کرت،سومر،مصر و بابل را در کتاب خود بازتاب داده اند.حال آن که گات ها در قبیله ای و دور از هر تمدنی و هیچ پیش زمینه ی فکری در شمال افغانستان سراییده شد و ژرف ترین پیام بشر در آن نمایان شد و تفاوت آن با تورات آن است که گات ها خالی از اسطوره،ساده و روان و کاربردی است،

ایزدان

ایزدان و اوستا